و ديگر از اضلاع كردستان بسيارى هستند كه سكنهء آنجا با اينكه دم از اطاعت پادشاه ايران مىزنند ، به جهت جبال رفيعه و معاقل منيعهاى كه دارند ، آزادى ايشان از اهالى پرگنهء اردلان بيش است .
از معارف اين قبايل قبيلهء هلكارىاند كه در كوهستانى كه از مغرب درياچهء اروميه گرفته تا به حوالى شهر سلماس مىرود ، سكنى دارند . و اين طايفه اگر بر قول كسانى كه از ايشان حكايت مىكنند بتوان اعتماد كرد ، از قرون عديده ، بيشاز جميع قبايل و ملل آسيا از نعمت آزادى بهرهور بودهاند . امير ايشان از نسل امير قراعثمان است ، كه در وقتى كه امير تيمور بلاد عثمانى را عرضهء تاخت وتاز ساخت حاكم وان بود . گويند كه اين طائفه هميشه در طاعت امراى خود راسخ و ثابت بودهاند ، مگر در وقتى كه امرى عظيم از امير ايشان صدور يافته ، شكايتى واقع برآن مترتب شده است .
منقول است كه چون چنين صورتى وقوع يابد ، آقايان طوايف مختلفه كه هم رياست ايشان به حكم وراثت خلفا عن سلف است ، مجمعى ساخته امير را بدان مجلس احضار مىكنند . پس از تحقيق و استكشاف عمل وى ، اگر اغلب حكم برآن كردند كه لياقت امارت ندارد ، يكى از آقايان كه به اين شغل معين است كفش پيش پاى او مىگذارد ، امير نيز بدون تأمل آن كفش را پوشيده از مجلس بيرون مىرود ، و وارث ديگر بر جاى او برآيد . اما جان و مال خانوادهء حاكم سابق به موجب قانون محفوظ است . و همچنين به تحقيق پيوسته است كه ، آداب معاشرت و زندگى اين طايفه جميع بر يك سياق است . و امرا با پستترين رعايا به احترام و رعايت سلوك مىكنند . در تاريخ كردستان ذكرى از اين طايفه شده است .
يكى از صاحب منصبانى كه از تبريز با مؤلف اوراق مراجعت كرد ، مردى بود به حسن كياست موصوف و ، مدتى دراز در آن حوالى بهسر برده بود مىگفت كه : در ميان ايشان كم جنگ واقع مىشود ، مگر در اين اواخر كه ، پس از آنكه
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 756
مساهمون: سر جان ملكم
ص٧٥٦