تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 751

مساهمون:

ص٧٥١
امر اقدام كند ، حتى اينكه در اين باب فرمان امرا و ريش‌سفيدان خود را نيز نمىشنوند ، زيرا كه اين‌گونه حركت را ذلت و علامت بىجگرى و نامردى مىدانند . و چون شخصى از ايليات صحرانشين يا از فقراى سكنهء شهر و بلد خونى كند وديت بر او لازم آيد و او از عهده نتواند برآيد ، رسم اين است كه ، غل آهن بزرگى بر گردن او مىگذارند و ، او را به اين قسم به گدائى وامىدارند تا مبلغ مأمور به جمع و ادا شود . و اين قسم از جميع اقسام گداها بيشتر زحمت مىدهند . زناى محصنه با زناى مطلق در ايليات ايران بسيار كم اتفاق مىافتد و ، اگر هم اتفاق افتد ، غالب اين است كه اقارب زن شخص زانى را به قتل مىرسانند . نوع مخالطتى كه در وضع زندگى ايليات است قبول اين‌گونه حركت نمىكند ، زيرا كه رواج آن منجر به فساد كلى خواهد شد . لاجرم بنابر عادت بدون جرأتى سخت در عفت زنان رخنه نخواهد شد . و اغلب اين است كه هرگاه كشف و ثابت شود كه اين عمل صدور يافته است ، طرفين در معرض هلاك و بوارند . و كشنده كه حفظ آبروى خود كرده است ، مورد تحسين و آفرين است ، چنانچه نگارندهء اوراق وقتى از يكى از امراى قبايل سؤال كرد در باب زنى كه زناى او ثابت شود گفت : پدر يا شوهر يا پسر آن زن او را خواهند كشت . اگر يكى از امراى قبايل وقتى بالنسبه به سلطان يا حكومت خيانتى انديشد و به دست پادشاه افتد ، پادشاه بلا تأمل يا او را نابينا سازد يا به قتل رساند و ، جز اين ، هر گناهى از وى سرزند ، او را رجوع به دربار شرع كنند تا به مقتضاى حكم شريعت با وى عمل شود . و بسا است كه اگر شخصى از ايليات در خدمت پادشاه باشد و به جهتى قتلش لازم شود ، پادشاه او را به سردار قبيله مىفرستد و ، او آن شخص را به قتل مىرساند . بالجمله ، جميع وقايع مزبوره كاشف ازين است كه مبناى احكام عدالت ايليات بر عادات و رسومى است كه من حيث المأخذ وراى عادات و رسوم اهالى و سكنهء بلدان و قرى است . و به سبب وضع زندگى و اتفاقى كه دارند به قدر طبقات ديگر رعايا در معرض ظلم و عدوان نيستند . مداخلهء سلطان بالنسبه به امور داخليهء ايليات