تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 749

مساهمون:

ص٧٤٩
غالب مطمح نظر مجلس وقتى كه منعقد مىشود ، اصلاح ما بين ورثهء مقتول يا قاتل است ، على الخصوص وقتى كه طرفين هركدام از قبيلهء عليحده باشند ، به جهت اينكه اگر به سببى از اسباب ، امر در اين مجلس انجام نيابد ، قاتل در معرض انصاف نيايد ، ورثه و اقارب مقتول تا از وى انتقام نكشيده‌اند خود را شرمنده و سنگين مىشمارند . و در مواردى كه ورثهء مقتول قادر بر اجراى حكم عدل هستند ، متصل مترصد وقت و منتظر فرصت‌اند تا قابو يافته انتقام خويش بگيرند ؛ درين صورت هميشه منجر به كشت‌وكشتار بيشتر و عداوت زيادتر شده است . چنانچه سالها مىگذرد و قطع آن نمىشود . اين قسم نزاع بيشتر در ايام اغتشاش مملكت است . چنانچه يكى از امرا كه در سر هواى سلطنت دارد به جهت تقويت كار خود قبيله‌اى را كه با قبيلهء ديگر عداوتى دارند آلت دست خود مىسازد . و ازين قبيل نزاعها بسيار است . در يكى از كتب فارسى كه در نزد نگارندهء اوراق موجود است ، مذكور است كه : در زمان شاه سلطان حسين ، قاسم خان شفتى ، آقا كمال حاكم رشت را كه دار الملك گيلان است كشت ، آقا جمال پسر آقا كمال ، كريم خان پسر قاسم خان را به خون پدر كشت . آقا رفيع برادر قاسم خان آقا جمال را به خون برادرزاده كشت . هدايت خان پسر آقا جمال آقا رفيع را با پنج نفر از برادر و برادرزاده كشت . از خانوادهء شفتى فقط آقا على نام طفل كوچكى از قاسم خان باقى ماند . هدايت خان به جهت اينكه مىخواست شفتىها را به خدمت بدارد و ، ايشان نيز اطاعت ديگرى را نمىكردند ، لابد شد كه آقا على را هم در خردى به بزرگى ايشان مقرر كند . آقا على بدين وسيله از چنگ هدايت خان بدر رفت . و چون به شانزده سالگى رسيد ، از آقا محمد خان استمداد جسته ، به اعانت وى هدايت خان را هلاك ساخت و ، دو پسرانش حسين قلى خان و فتحعلى را نزد آقا محمد خان فرستاد . چون نوبت سلطنت به فتحعلى شاه رسيد ، فوجى به حسين قلى خان داد كه رفته گيلان را كه ملك موروث او بود به چنگ