آرد حسين قلى خان دو نفر از مردم خود را حكم كرد تا در جنگلى كه گذرگاه آقا على بود مخفى شده ، در وقتى كه وى از راهى كه نزديك آن جنگل بود مىگذشت ، او را كشتند . اقارب او از اين صورت مستشعر گشته به جزيرهء لنكران گريخته خود را به حمايت مصطفى خان طالش كشيدند . فتحعلى شاه فرمان داد تا ايشان دوباره بر سر املاك خود در شفت رفته در مهد امنوامان زندگى كنند . و مصداق اين معنى فرمانى نيز مهر كرده فرستاد ، لهذا ايشان به شفت رفته شب و روز درپى فرصت بودند تا انتقام از حسين قلى خان بكشند تا بالاخره يكى از برادران آقا على او را در راه به ضرب گلولهء تفنگ از پاى درآورد .
بعد ازين تفصيل مؤلف مزبور مىگويد كه : هنوز مردى باغيرت از نسل هدايت خان ظاهر نشده است ، لاكن حسين قلى خان مقتول طفلى خرد دارد ، و اگر اين پسر لايق خانوادهء خود شود ، بلاشك انتقام پدر خواهد كشيد ، انتهى . در وقتى كه اين تاريخ نوشته شده است كه مقارن هزار و هشتصد و ده عيسوى است ، قريب هفتاد سال است كه اين نزاع در دو قبيلهء شفتى و رشتى قايم است .
مع الحديث و ، بسيار است كه : وارث مقتول جميع مايملك قاتل را از اسباب و دواب متصرف مىشود ، بلكه يكى زياده از زنان منسوب نزديك وى را به شرط زنى براى خود و اقارب خود مىگيرد ، بدون اينكه شيربها يا كابين بدهد . و اين قسم اصلاح را از ساير اقسام بهتر دانند ، زيرا كه رشتهء قرابت پيدا شده بعد از ان دشمنى از ميانه برداشته خواهد شد .
قبايل ايران در معاف كردن خون وضعهاى مختلف دارند . بعضى كه مطلقا راضى به گذشتن نمىشوند و ، فخر را درين مىدانند كه خون را با خون بشويند ، لاكن اين عمومى ندارد . اگر شخصى قاتل كسى باشد و بخواهد كه ورثهء مقتول از او بگذرند ، رسم است كه شمشيرى با طناب سياهى به گردن انداخته نزد وارث مقتول مىرود و ازو طلب قصاص مىكند ، اگرچه قواعد مردى و مردمى هميشه اقتضا مىكند كه از چنين شخصى بگذرند ، لاكن بسيار نادر است كه كسى به اين
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 750
مساهمون: سر جان ملكم
ص٧٥٠