چنانچه سمت نگارش يافت ، گاهى اتفاق مىافتد كه شهرى را نابينا مىكنند تا موجب عبرت ديگران شود . على العادت قتل گناهكار در ايران به طناب انداختن است ، يا به گردن زدن ، يا به خنجر كارش را ساختن ، لاكن بعضى اوقات نيز يا بهجهت عبرت سايرين ، يا به سبب تشديد انتقام طورهاى غريب اختراع مىكنند .
چنانچه يكى از محرران انگريز منقول است كه : در سنهء هزار و هشتصد و ده عيسوى ، در طهران غلامى اهل خانه را كه خدمت مىكرد زهر داد ، اگرچه جميع جان بدر بردند ، به سبب اينكه زود خبر شدند و فى الفور معالجه كردند ، اما چون گناه بر غلام ثابت شد ، شاه حكم كرد تا او را در بازار به قناره زده ، زندهزنده بهطورىكه قصابان با گوسفند كنند ، اعضاى او را قطعهقطعه كردند .
بالجمله ، بعضى را متصل در شكنجه دارند تا بميرد ، بعضى را بر دار زنند و ، بعضى اوقات شاخههاى دو درخت را سر بهم آورده ، ساقهاى گناهكار را به هريك از شاخهها بسته رها كنند و ، چون شاخهها به قوت طبيعى ميل به جاى خود از دو طرف مختلف نمايند ، شخص از هم دريده شود .
در كيفيت باغچه ساختن زكى خان از مردم در دامغان مسطور گشت .
بالجمله ، تاريخ ايران پر است ازين قبيل عقوبات و سياسات كه سلاطين و امرا به دشمنان خود كردهاند كه ذكر آن فقط موجب فضيحت است .
زنان بسيار كم على رؤس الاشهاد به سياست مىرسند مگر وقتى كه ضرورت وقت خيلى اقتضا داشته باشد ؛ چنانچه چندى قبل ازين در تبريز زنى شوهر خود را مسموم ساخت ، حكم شد ميرغضب او را از بالاى برج بلندى به زير انداخت .
و فى الحقيقه وضعى كه نسوان در ايران دارند غالبا خطاهاشان مقتضى سياست زياد نيست . « 1 » لاكن به همه جهت در معرض ظلم و تعدى خانگى هستند و ، مكرر شده است كه زنان بىگناه در عقوبت شوهران و پدران گرفتار گشتهاند ، و اين بيشتر مخصوص است به زنان بزرگان . مكرر اتفاق افتاده است به خيال اينكه از پول مخفى خبر
هامش
( 1 ) - كذا در اصل .