فى القتلى .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ فِي الْقَتْلى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثى بِالْأُنْثى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَداءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسانٍ ذلِكَ تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ رَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدى بَعْدَ ذلِكَ فَلَهُ عَذابٌ أَلِيمٌ
« 1 »
قطع يد سارق اگرچه در قرآن وارد است ، لاكن به ندرت اجراى اين حكم مىكنند ، مگر در صورتى كه مال مسروقه خطير باشد ، دزد به حكم پادشاهى مورد عقوبت سخت مىشود . اگر زنى يا مردى به عمد كشته شود چون قاتل معلوم شد ، وارث مقتول طلب قصاص مىكند . و اگر پس از اقامهء شهود و بينه ، گناه وى ثابت شود ، قاتل را به وراث مقتول مىسپارند تا هر نوع كه خواهد با وى سلوك كند ، و وارث مقتول مختار است كه ، از قاتل عفو كند يا ديت بستاند يا او را به قتل رساند .
اين قاعده هنوز در ايران جارى است .
چند سالى بيش نيست كه ، سفير انگريز مقيم ابوشهر حكايت مىكند كه :
ديد سه نفر را به دست ورثهء كسانى كه كشته بودند دادند و ، ايشان اشخاص مزبور را بر سر قبر مقتولين برده قصاص كردند . لاكن چيزىكه قابل ملاحظه است اين است كه :
كارد به دست اطفال صغير مقتولين داده ايشان قاتلين را كشتند و دستهاى كوچكشان را به خون آلوده كردند .
و همچنين وقتى كه قتلهء آغا محمد خان را مىخواستند به سياست رسانند ، خردترين « 2 » شاهزادگان كه مىتوانست خنجر به دست بگيرد ، اول خنجر بر ايشان زد .
و در احوال نادرشاه نيز مذكور شد كه ، برادرزادهاش كه بر جاى وى نشست ، يكى از قتلهء او را به زنان حرم فرستاد ، و ايشان او را ريزريز كردند .
در ايام صفويه ديوان عدالت ديگر داشتند و ، كسى را كه برآن مقرر بود ديوان بيگى مىناميدند . و هر قتل و سرقت كه در پايتخت و جميع ممالك محروسه واقع مىشد ، به استحضار وى انجام مىيافت .
هامش
( 1 ) - بقره ، 178 .
( 2 ) - در اصل خورد .