تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 739

مساهمون:

ص٧٣٩
يا شغل و عملى ديگر ، هميشه اجزاى مجلس شيخ الاسلام‌اند . در شهرهاى كوچك فقط يك قاضى است . و در دهات غالبا يك ملائى كه چند كلمهء عربى مىداند و به امور نكاح و طلاق پرداخته دخل‌وتصرفى در اموال اموات ايشان مىنمايد ، و حجت يا تمسكى اگر ضرور شود مىنويسد و فيصلهء امور جزئيهء روزمره مىكند . چون امر مشكلى روى دهد ، رجوع به قاضى شهرى كه نزديك است كنند و ، قاضى نيز غالبا رجوع به محكمهء شيخ الاسلام مىكند . و همچنين يكى از صاحب‌منصبان محكمهء عدالت ايران مفتى است ، لاكن اعتبار و اختيارى كه مفتى در بلاد عثمانى دارد ، هيچ‌يك از آن در ايران نيست فقط كار مفتى در ايران اين است كه مطالب را به نظر صاحب عدالت مىرساند و رأى خود را نيز مىگويد و ، غالبا چون مردى بافضيلت مباشر اين امر است ، رأى او را وقعى مىنهد و در فيصلهء امر رسوخى دارد . ساير طبقات ملاها چندان قابل تعريف نيستند و ، چون مداخل معينى و كار مقررى ندارند و ، مردم را نيز اعتنائى به ايشان نيست ، غالب در معرض رشوت‌خوارى و بعض حركات ديگر برمىآيند ، لهذا دور نيست حقيقت داشته باشد سخنانى كه در باب جهالت و فساد و تعصب اين طايفه گفته شده است . رشوت‌خوارى و حيله‌بازيهاى قضات و ملاهاى ايران را مكرر محررين اين ملك نوشته‌اند . و مسافران فرنگستان نيز خيلى بد از بعضى ازين طبقه صحبت مىدارند ، چنانچه يكى از تجار معتبر عيسوى كه سالها در ايران اقامت داشت مىنويسد كه : اگر وضع محكمهء عرف نبود ، هيچ‌كس از خارج مذهب نمىتوانست در ايران كار تجارتى كند ، به سبب اينكه تعصب ملاهاى محكمهء شرع نمىگذارد كه اين‌گونه مردم به حق خود برسند ، چنانچه يكى از تجار مسلم ورشكست و طلب‌كاران وى كه مسلم نبودند رجوع به شرع كردند ، شرع حكم كرد كه به‌هيچ‌وجه چيزى به طلب‌كاران نمىرسد . بعد از آن لابد به عرف رجوع شد ، پس از ثبوت مدعا حكم شد كه اموال شخص مزبور را