مشكل باشد . بر خلاف عزل و نصب وزرائى كه حال رسم است بر سر كار مىآورند و ، رسوائى و كشتن ايشان نيز موجب حركتى يا اشكالى نخواهد بود . اگرچه اتفاق هم افتاده است كه بعضى اوقات اميرى بزرگ بر مسند نشسته است ، لاكن اين از قبيل استثناى قاعدهء كليه است .
به غير از وزراى بزرگ ، منشيان و مستوفيان نيز هستند كه به معاونت ايشان كارهاى بسيار مىگذرد و دفاتر جمع و خرج ممالك محول به ايشان است .
منزلى كه مستوفيان در آن جمع مىشوند ، دفترخانه گويند و ، در آنجا به جمع ماليه و خرج مملكت از قبيل وظايف و ادارات و اطلاقات « 1 » و مستمريات علما و مشايخ و سادات و فقرا و مواجب و مشاهرهء صاحب منصبان ملكى و لشكرى و تعينات سپاهيان به تنقيح وارسى و رسيدگى مىكنند . اگرچه مكرر وزراى ملك را ازين طبقه انتخاب مىكنند ، ولى در ايامى كه مباشر اين امورند ، كم است كه اعتبارى كلى داشته باشند .
اوضاع در خانهء ايران در اين زمان بالنسبه به زمان سلسلهء صفويه تغيير كلى يافته است . بعضى از سلاطين صفويه عادى بودند به اينكه بيشتر اوقات را در حرم مىگذراندند و ، بدين سبب زنان و خواجهسرايان را رسوخى در مزاج پادشاه پيدا مىشد . و بسا بود كه خواجهسرايان به مناصب ارجمند ترقى كرده مداخلهء كلى در امور معظمهء ملك مىكردند . ولى بعد از استيصال اين سلسله ، امراى قاجار كه بر تخت برآمدند ، هنوز عادات مردانهء آبا و اجداد خود را تغيير ندادهاند . و بسيار كم است كه خواجهسرائى بيرون از ديوار سراى سلطنت به عهدهاى منصوب باشد .
امناى خانوادهء شاهى و ، كسانى كه بندوبست رسوم اوقات و ايام مخصوصه مثل اعياد و ضيافتها و غيره محول به ايشان است و ، خدمهء مخصوص پادشاه را از روى لزوم دخلوتصرفى در حكومت نيست . لاكن چون ايشان و خصوصا خدام حضور غالبا منظور نظر پادشاهى واقع مىشوند ، نوع اعتمادى پيدا مىكنند ، بيشاز وزرا
هامش
( 1 ) - اطلاق بالكسر ، از بند رها كردن و ، گشادن دست به نيكى ( شمس اللغه ) .