هفتم - هميشه اين ذكر بخوانند : اللهم انت المعبود به حق لا إله الا انت القدوس انا المسكين العاصى و لكن انت غفار الذنوب .
هشتم - هميشه صورت مرشد را در نظر داشته باشند كه موجب تقويت در عبادات و اضائهء در ظلمات است .
نهم - اينكه هر بلا و مصيبتى را رحمت دانند .
دهم - آزار بر خويش و بر ديگران روا ندارند .
يازدهم - در هر صبح و شام با انگشت سبابه نام خدا و رسول و ائمه اثنى عشر را بر پيشانى بنگارند . و در هر رؤيت هلال از هر ماه نامهاى مقدس را بر سينه نگارند .
دوازدهم - حلالخور باشند و لباس نظيف بپوشند ، زيرا كه نظافت ظاهر ممدّ نظافت باطن است .
سيزدهم - پدر و مادر را در غايت احترام دارند .
چهاردهم - در كتمان اسرار سلسله بكوشند .
پانزدهم - در هرجا و هروقت دل را با خدا دارند .
شانزدهم - با همهكس به رأفت و مهربانى زيست كنند ، نه به كسى آزار رسانند و نه در پى آزار كس باشند .
هفدهم - در هرچيز تسليم به امر الهى نموده از هيچچيز شاكى نشوند ، و هرچيز شاكر باشند .
مؤلف مزبور گويد : اين است قواعدى كه فياض على قبل از وصول به مير معصوم مىآموخت .
مع القصه ، فياض على چندى طول نكشيد كه فوت شد و منصب او به پسرش نور على شاه رسيد ، كه چنان كه گويند : اگرچه او در آن وقت بحسب سن جوان ، لاكن در امور دين پيرى بود .
بالجمله ، رفتهرفته جمعيت ميرمعصوم بهحدى شد كه علماى اصفهان انديشه
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 721
مساهمون: سر جان ملكم
ص٧٢١