باعث دوام سلطنت است و هيچ خطرى بهجهت ملك و ملت از آن عظيمتر نيست كه بنياد عقايد راسخهء ناس به ترهات « 1 » خياليه و واهيات مناليه « 2 » متزلزل شود .
تقرير كلام اينكه ، سلمنا كه محرك اعيان صوفيه اسباب ديگر باشد و ، بعضى نيز فريفتهء خيالات خودند و ، جمعى نيز به فريب ديگران مىپردازند .
اما خيالات و قواعدشان جميع راجع به يك مطلب و متوجه يك مقصد است .
همه اولا منجر به برانداختن ظواهر احكام شريعت و بالمآل مخرب بنيان آن است .
يكى از دعاويشان آن است كه : در حالاتى كه با خدا دارند ، نه ياد ملك مقرب گنجد و نه نبى مرسل ، حتى محمد ص ، و حال آنكه در همان حينى كه اين ادعا مىكنند ، خود مىخواهند مداخله ما بين خدا و جميع مردم ديگر كنند .
مشايخ صوفيه كوشش كردهاند كه نام ديگران را از احترام بيندازند ، فقط بهجهت اينكه خويش را محترم سازند ، زيرا كه از مسائل اوليهء ايشان است كه ، كسى بدون مرشد نتواند بر صراط مستقيم طريقت رفت و ، ترقى مراتب نيز بهقدر اعتمادى است كه بر مرشد خويش دارند .
چنانچه سلسلهء مرتضى شاهى صورت كلى از مرشد مىسازند و هميشه با خويش داشته به آن توجه دارند و ، فى الحقيقه اين قسم توجه به شخص مخصوص را يا بهصورت يا به معنى ، اگر بتپرستى نگوئيم چه مىتوان گفت ؟ پس بناء به تلك المقدمات ، اين عقايد بلاريب موجب اختلال عظيم بل ضلال عظيم در ملت است . و چون اختلال به حال ملك و ملت راه يابد ، فرق نمىكند كه سالك اين جاده و محرك اين ماده در حقيقت مقصودش فريب ديگران يا تزكيه و تأديب خويش و ، همتش مصروف درجات لاهوت يا دركات ناسوت و ، بعيارة اخرى طالب تاج آسمانى باشد يا تخت زمينى . و چون به نقد عمارتى خراب مىشود ، چندان تفاوت نمىكند كه مخرب آن
هامش
( 1 ) - ترهات بالضم مع التشديد را ، پيمانه خرد و ، چيزهاى بيهوده و ، فريفتن نيز ( ح ) .
( 2 ) - منال بالفتح ، منفعت و ، جاى خبر يافتن ( ح ) .