تزكيهء نفس و تصفيهء دل و تجليهء روح و تبديل اخلاق ذميمه به حميده نمايد و ، مريد را بر حالات و تجليات واقف كرده به مراتب و مقامات و درجات و ترقيات :
سير الى اللّه و فى اللّه و مع اللّه و باللّه رساند .
و اگر شيخ خود از اين مراتب حظى نيافته ، مريد را از وى بهرهاى نتواند بود . و هرآينه طالب را آخر الامر يكى از دو حال صورت نبندد و ، يا به اعتقاد مرتبهء شيخى در خود در ورطهء ضلالت افتد ، يا به انكار احوال مشايخ مبتلا گشته عدو اوليا گردد . و اگر بعضى از مريدان اين طائفه كه فى الجمله نشاء ادراك و فراستى دارند ، ايشان را از پيران رخصت ارشاد شود ، و به اين رتبه از آن متشخيان مأمور گردند .
و چون در احوال مشايخ سابق از آنچه شنيده باشد و يا در كتب ديده تأمل نمايند و خود را از آن حالات عارى يابند ، اين وسوسهء شيطان در باطن ايشان انگيزد كه ، حالا مثل شيخ ما در عالم نيست . و اگر او را حالتى مىبود ، ما را نيز از آن بهرهاى مىرسيد و از اين استدلال كنند كه ، در زمان ما ، مثل مشايخ و اولياى زمان سابق نيستند و ، به اين سبب از طلب مرشد محروم مانند . و يا گويند :
طايفهء اوليا و اهل ارشاد در آن زمانها بوده و حالا اصلا نيستند و ، يا گويند كه :
احوال مشايخ اين زمان و زمان گذشته نيز حرف و حكايتى بيش نيست ، و اين نيز ضلالى عظيم است .
پس طالب صادق را واجب است كه در ابتداى كار احتياط بسيار نمايد تا پايمال طريق اين جهال نشود و غريق گرداب تقليدشان نگردد ، كه چون از پيروى ايشان افسردگى و تيرگى و سردى پديد گشته ، حرارت و ندامت را فرونشانده ، قابليت طالب ، نقصان پذيرفته ضايع گردد ، انتهى .
صاحب تاريخ فرشته گويد كه : مراتب اولياى دين چهار است : صغرى و كبرى و وسطى و عظمى و ، هريك از اينها را بدايتى و وسطى و نهايتى است .
و طايفهء اوليائى كه در اين مراتب مقام دارند ، هيچوقت در عالم از سيصد و پنجاه و
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 716
مساهمون: سر جان ملكم
ص٧١٦