تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 715

مساهمون:

ص٧١٥
نشناسد و قيمت جواهر را جز جوهرى نداند ، و اكثر مردم به‌صورت مموه « 1 » و ظاهر بىحقيقت از راه افتاده‌اند . و گاه افتد كه ، به تلبيس و تدليس فريفته شده نقد عمر صرف خدمت ناقصى كنند . به ظن كمال و مؤدى « 2 » به خسران حال و مآل او گردد . و ازين جهت در كلام ملك علام و صاحب وحى ، ترغيبات بسيار در باب نظر و تفكر وارد شده ، و علماى اعلام نيز بيشتر ترغيب مردم بر طريقهء نظر نمايند ، با آنكه در طريق تصفيه نيز احتياج به اين طريق متحقق است ، زيرا كه در اثناى تصفيه و رياضت ، تلبيسات شيطانى ، ملتبس مىشود . به الهامات رحمانى . و فرق ميان واردات جز به دليل عقلى ميسر نيست . و ايضا اگر سالك به‌كلى از علم رسمى عارى باشد ، از ورطهء افراط و تفريط ايمن نتواند بود ، و از مخالفت حكمت شريعت فارغ نه و ، شايد كه بنابر جهل به حد اعتدال احتمال رياضات مفرط كند ، و مؤدى « 3 » به فساد مزاج و بطلان و استعداد و اشاره بدين طايفه است قول رسول كه : ما اتخذ اللّه وليا جاهلا . و در حديثى ديگر فرموده : قصّم ظهرى رجلان جاهل متنسك ، و عالم متهتك . و بعد از آنكه در تطبيق مذهب متصوفه و متشيعه مىكوشد مىگويد كه : اينكه اكابر اين طايفه گاه مىگويند كه : الصّوفى لا مذهب له فى الحقيقه ، گريز از آن است از التزام يكى از مذاهب اهل سنت و ، احتراز از تصريح به انقياد مذهب شيعه از روى تقيه و ؛ لهذا نيز گفته‌اند كه : هر صوفى كه اظهار مذهب كند ، ملامت كردنى بلكه لايق سيلى و گردنى است . بنابر قول قاضى نور اللّه ، شيخ بايد تعمير باطن مريد كه عبارت است از
هامش
( 1 ) - مموه بكسر سيم ، خبردهنده به‌خلاف آنچه سؤال شده و ملتبس‌كننده ( ح ) . ( 2 ) - مؤدى بالضم و با همزه و دال مفتوح مشدد ، گذارده شده و رسانيده شده ( شمس اللغه ) . ( 3 ) - موذى بالضم ، آزارنده ( شمس اللغه ) در اين عبارت كلمهء مؤدى مناسب است نه موذى .