تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 701

مساهمون:

ص٧٠١
اندك اختلافى در مسائل و استعمالات جزئيه دارند . از اعاظم اين فرقه دهريه است و ، عقيدهء ايشان اين است كه : بدايت و نهايتى از براى عالم نيست و ، چنان مىپندارند كه اشخاص مخصوص كه عدد و درجاتشان نيز مخصوص است به تربيت انسان مأمورند و ، آنچه لازمهء وجود و شايسته بود هركسى است ، به وى مىآموزند ، و ، به‌تدريج از ادنى مراتب بهيميه به اعلى درجات انسانيت ترقى مىدهند . دوم ، واصليه‌اند و اين طايفه دعوى اتصال با خداوند كنند . سيوم ، حبيبيه كه دعوى محبت الهى كنند و ، بدين‌سبب خود را از تكاليف شرعيه معاف دانند . چهارم ، وليه كه خود را در صفات الهى شريك و دعوى احياى اموات و اماتهء احيا كنند و ، به تأسى ذات واجب ، خود را از زن و فرزند و جا و مكان بىنياز دانند و به اين امور زندگى سر فرود نيارند . پنجم ، مشارقيه ، كه خود را از پيغمبر برتر دانند ، زيرا كه بدون واسطه با مبدأ مرابطه ورزند . ششم ، شمراخيه ، كه ايشان را شعبه‌اى از خوارج دانند « 1 » و ، به كمال فسق و فجور منسوبند . هفتم ، مهابتيه ، گويند عقيدت مزدكيان دارند ، يعنى اموال و نساء ناس را به يكديگر حلال دانند . هشتم ، ملامتيه . آقا محمد على گويد كه : بسيارى از متصوفه اصل ضرورت را حجت دانسته و قبح را با يكديگر آميخته‌اند . اما اين طايفه پاى جلادت بالاتر گذاشته ، قبح را بر حسن ترجيح مىدهند و از اين سبب ايشان را ملامتيّه گويند . نهم ، حاليه‌اند ، كه به رقص و وجد و سماع امتياز دارند و ، مدعى آنند كه ،
هامش
( 1 ) - به‌علت اينكه عبد اللّه بن شمراخ از رؤساى خوارج بود ( حاشيه ) .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 701 | سر جان ملكم / ميرزا اسماعيل حيرت