بعضى را عقيده اين است كه : منشاء تصوف هندوستان است و ، ديگر بلاد عالم از اين ملك فرا گرفتهاند . و بعضى از محرران فرنگستان نسبت آن را به مصر و شام مىدهند و گويند : ميل به رياضات شاقه بيمارى بود كه ابتدا در شام و مصر بروز كرد . لفظ صوفى كه برين طايفه على العموم اطلاق مىشود ، بعضى مأخذ اشتقاق آن را از خلفا و ، بعضى ديگر از صوف گرفتهاند .
بالجمله ، متصوفه مدعى آنند كه ، عمر ايشان مقصور در طلب مقصود حقيقى است ، از شوايب قيود طبيعت رسته و به عوالم شهود و حقيقت پيوسته . پيوسته ناظر جمال و طالب وصال شاهد غيبىاند و ، او را در همهجا و در همهچيز ظاهر و ساير دانند .
اما در باب ماده درست مفهوم نمىشود كه چه مىگويند . عالم را عالم خيال گويند و ، اشياء را زادهء اوهام و ، در حقيقت معدوم دانند و گويند : چنانچه در ضوء شمس ذراتى بهنظر مىآيد ، و در غياب شمس غير محسوسند ، بر همان نهج ، ذرات وجود به اشعهء انوار شمس حقيقى قايم و موجود و ، بر فرض غيبوبت آن ، همه معدومند . پس در حقيقت همه اوست ، غيرى نيست ، عالم همه مراياى تجليات گوناگون و مظاهر تنزلات و شئونات پىدرپى اوست . مختصر ، نهچنانكه ظاهربينان گويند آنچه هست ازوست و ، اين عقيدت را علماى شريعت ، زندقه و الحاد و ، صاحبان اين عقيدت را مستحق عداوت و عناد دانند .
مقامات سلوك را چهار مرتبه معين كردهاند كه تا سالك سير اين مقامات را نكند ، بهحد كمال نرسد ، و كماينبغى بهرهاى از بروزات و ظهورات جمال و جلال نبرد . و چون ازين مقامات بگذرند ، حجاب جسمانى بدرود و مرغ روحش به كنگرهء قصر محبوب بپرد .
اول - مرتبهء ناسوت است ، كه درآنحال ، سالك مقيد به قيود بشريت است و ، لهذا مراعات ظواهر احكام شرع بر وى از لوازم است ، چه هنوز قابليت ادراك مطالب عاليه حاصل نكرده است . و يمكن كه اغراى بر خلاف شرع ، سبب اغواى وى شود .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 698
مساهمون: سر جان ملكم
ص٦٩٨