از آن پس وادى جبروت است ، كه طريقت نيز گويند ؛ و اين اول دخول در طريق تصوف است . دراينحال مريد را از اجراى تكاليف شرعيه معاف دارند ، و او را درين باب به اختيار خود گذارند . چه از وى اعمال روحانى مطلوب است نه افعال جسمانى . و تا مريد را از هدى به كمال و صلاحيتى تمام و صبر و ثباتى به غايت نباشد ، اين بيابان به پايان نتواند برد . و او را توجهى تمام به مرشد بايد و ، افعال و اقوال وى را پيرو و فرمانبردار باشد .
طى اين مرحله بىهمرهى خضر من * ظلماتى است بترس از خطر گمراهى
چون اين وادى طى كند و ، توسن شهوات را پى به مقام عرفان رسد و ، العارف باللّه بر وى صادق آيد ، دريچهاى از خزانهء اسرار آله بر قلب وى گشاده گردد . آنچه گويد به الهام غيبى گويد و ، آنچه كند به تلقين لاريبى . و درين مقام عارف حكم فرشته دارد .
مقام چهارم مقامى ، بس عالى است . و آن مقام حقيقت و مقام وصل و مقام جمع الجمع است . كشف حجب شود . اغيار از ميان برخيزند ، طالب به مطلوب پيوندد نه بلكه يكى دو شود . از هر مويى نعرهء هوئى خيزد و در آهى بانك انا الهى .
اين است مقامات سالكان ، چنان كه اين طايفه معين كردهاند . اما طبقات ايشان بسيار است و مبناى طريقتى كه فى الحقيقه مىتوان گفت ، بر خيال محض است ، لابد طرق و اصناف آن بىشمار خواهد بود . لاكن اگرچه طوايف متعدده هستند و ، اسماء مختلفه بر ايشان اطلاق مىشود ، غالبا بالمآل راجع به يك اصلند ، على الخصوص در مطالب متعلقهء به اطاعت و پيروى مريد و ، امكان ترقى بعضى نفوس هم درين نشانه و اتصال آن به عالم روحانى .
مصنفين در اصول طبقات اين سلسله اختلاف دارند . بعضى فرق اصليه را دو شمردهاند و مابقى را شعبات اين دو فرقه دانند و ، بعضى ديگر تا به هفت رفتهاند .
آقا محمد على كرمانشاهى كه يكى از افاضل علماى ايران است و ، بهجهت تعصب مذهبى از اعدا عدو اين طايفه ، گويد كه ، صوفيه فرق بسيار دارند .