بعضى برآنند كه مرجع جميع به چهار اصل است :
حلوليه ، اتحاديه ، و اصليه ، عشقيه .
و بعضى دو فرقهء ديگر را زياد مىكنند و آن تلقينيه و رزاقيه است . و ديگران يكى نيز افزودهاند و آن وحدتيه است .
بعد ازين تقرير آقا محمد على راى خود را بيان مىكند و مىگويد كه :
جميع عقايد صوفيه راجع به دو مذهب است كه : حلول و اتحاد باشد . و شعب خمسهء ديگر را كه بسيارى اصل دانستهاند ، فقط فروع اين دو مذهباند .
حلوليه گويند كه : خدا در انسان كامل حلول مىكند و ، اتحاديه گويند كه :
متحد مىشود و مثل آن را به اتحاد شعلهء آتش با هيزم مىزنند .
از قول مؤلف بيان الدين نقل مىكند كه : عقايد حلول و اتحاد مأخوذ از فرقهء حرمانيه و ، حرمانيه از صابئين گرفتهاند ، و اين مردم زنديق ، بهجهت اينكه خطاى خود را مخفى دارند ، مىخواهند عقايد اين طايفه را با قواعد مذهب اثنى عشرى كه به هيچوجه مناسبت ندارند ، تطبيق كنند .
اما مذهب حلوليه ، به نصارى نزديكتر است ، زيرا كه عقيدهء نصارى اين است كه : روح الهى در رحم مريم رفته عيسى متولد شد ، لهذا عيسى را خدا دانند .
وحدتيه را بسيارى از مصنفين از اساطين فرق متصوفه نوشتهاند .
آقا محمد على اين فرقه را شعبهاى از اتحاديه مىداند و گويد كه : در زمان بايزيد و حلاج اين طايفه نبودند . عقيدهء ايشان اين است كه : خدا در هرچيز است و هرچيز خداست . گويند كه : اين عقيده از فلاسفهء يونان بهخصوص از افلاطون منقول است . گويد كه : خداوند ايشان را از نفس خود خلق كرد ، پس هرچيز هم خالق است و هم مخلوق .
وحدتيه در اين عقيده پيروى ايشان كردهاند . در صوفيهء متأخرين اين مذهب شيوعى يافت ، و بسيارى از فرق متصوفه خود را نسبت به اين طايفه مىدهند .
آقا محمد على بيست شعبه از متفرعات اين مذهب مىشمارد كه ، هركدام
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 700
مساهمون: سر جان ملكم
ص٧٠٠