تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 702

مساهمون:

ص٧٠٢
حالت وجد بدون اختيار است و ، چون اين حالت روى دهد ، خداوند فرود آيد و رموز و اسرار به ايشان القا كند . ايشان سر خود را بر سينهء خدا نهند و ، او نيز سر خود را بر سينهء ايشان نهد . و از اين غليان قوت اللهيه به وجد و سرور آيند . دهم ، حوريه ، كه گويند در حالت وجد حوران بهشتى با ايشان مصاحبت دارند و القاى اسرار بديشان نمايند . يازدهم ، واقفيه ، كه مدعى آنند كه ، هيچ‌كس جز ايشان بر اسرار الهى واقف نيست . و گويند به عقل و دليل اين راه نتوان طى كرد مگر به مدد و معاونت مرشد كامل . دوازدهم ، تسليميه ، كه خود را در نزد مرشد تسليم دانند و فرمان او را از هر قبيل باشد به تعبد قبول كنند . و چون خدمت ايشان درجهء قبول مرشد يابد ، زنجيرى يا رشته‌اى از وى يابند كه آن را رشتهء تسليم نامند . آقا محمد على گويد كه : ارساليه و قلندريه نيز همين قسم قانونى دارند . سيزدهم ، تلقينيّه‌اند ، كه ايشان را نظريه نيز گويند . و اين طايفه قرائت كتب را به حركت متصوفه حرام دانند و ، از اين كتب نيز گويند چيزى معلوم نشود مگر به آموزگارى مرشد كامل . و يك ساعت صحبت وى را مفيدتر از هفتاد سال خدمت ملا دانند . اين طبقه غالبا خرقه پوشند و كلاه نمدى بر سر گذارند . از علوم دنيوى انكار كنند . چندى به خلوت و عزلت و صوم و رياضت بسر برند و پس از آن مدعى امور خفيه شوند . چهاردهم ، كماليه‌اند ، كه از اشغال دنيوى به‌جز رقص و غنا ، يا چنانچه خود گويند بجز كارهائى كه روح از آن متلذذ شود ، كار ديگر نكنند . آقا محمد على گويد كه : اين فرقه نماز را نيز به آواز خوانند . پانزدهم ، حاليه‌اند ، كه بنابر قول آقا محمد على وقت را غنيمت دانند و از معاد انكار دارند . شانزدهم ، نوريه ، و ايشان گويند كه : عمل انسان نبايد از باب اميد ثواب يا از بيم عقاب باشد ، بلكه فقط ميل صرف به نيكى و اعراض از بدى بايد منشاء و