غيرمشروع است بجز آنچه پيغمبر گرفته است ، از قبيل خمس و زكات و غير ذلك .
و سوگند ياد كردن به محمد و على و كسان ديگر را نيز حرام مىدانند ، زيرا كه گويند : قسم عبارت از شهادت طلبيدن به آنچه در ضمير مستتر است و خباياى « 1 » ضماير را بجز خداوند كس نداند . و بنا كردن ابنيهء رفيعه بر سر قبور را قسمى از بتپرستى دانند . و بوسيدن مراقد و ساير تركهء انبيا و اوليا را عين بتپرستى شمارند . و بنابراين گويند : تخريب قبور اولياى اسلام در عربستان و ايران و صرف اسباب و زينتآلات آنها را در امور مشروعهء دنيوى موجب خوشنودى خداوند است .
تعزيت مردگان را حرام دانند ، زيرا كه مسلمان پاك را روان به جانب جنت خرامد و اين مايهء سور است نه سوك .
اخبار را عمل نمىكنند . كتاب اللّه را كافى دانند .
قرآن را كتاب خدا دانند كه به محمد فرستاد . و محمد را مردى نيك دانند كه خدا او را دوست مىداشت .
استعمالات و رسوم از قبيل ختان و غيره را كه در قرآن وارد نيست ولى سيرت اسلام بدان جارى است ، معمول مىدارند . ولى در باب متابعت رسوم و عادات ، نه از باب تعبد مذهبى .
از اعظم اصول ايشان سفك دماء و نهب اموال كسانى است كه از طريقهء ايشان خارجاند . و مسلمين درين باب در نزد اين گروه از يهود و نصارى بدترند .
ده سال قبل ازين ترقيشان به حدى شد كه اولياى دولت عثمانى در هراس افتادند . و از جملهء امكنهاى كه عرضهء قتلوغارت ايشان گشت ، نجف و كربلا بود . و بر هرجا كه دست يابند ، غوغاى قيامت راست كنند . بر هيچچيز و هيچكس ابقا ننمايند .
در اين اواخر ، صدمات شديد بر ايشان وارد گشته . چنين مىنمايد كه ،
هامش
( 1 ) - خبايا : مخفيات و پنهانيها باشد ( ح ) .