نكرد . و بنابر شرطى كه فيما بين رفته بود ، صدهزار دينار به وى داد ، و خواجهء وى را نيز خلعت بخشيده كنيزك را به وى رد كرد و ، در خلوت حسنيه را ملاقات كرده وى را نصيحت فرمود تا از بغداد بيرون رود ، مبادا صدمهاى از مخالفين به وى برسد .
بالجمله ، حسنيه با فيروزى از مجلس بيرون آمد و ، علاوه بر عطيهء هارون ، اعيان دولت و اركان حضرت نيز وى را هدايا فرستادند و بخششها نمودند . ابراهيم نظام از كرسى زرين به زير آمده با ابو يوسف و شافعى و ساير اعداى مذهب شيعه خجلتزده راه خود گرفتند . مردم بر ايشان مىخنديدند ، و پسرعم هارون به ايشان طعنه و تمسخر كردى . لاكن با اين همه ، حسنيه و خواجهء او انديشناك گشته بغداد را رها كرده به مدينه رفتند و ، در آنجا اقامت گزيدند .
مؤلف ايرانى اين كتاب مىگويد كه : در مراجعت از مكه در دمشق توقف كرده اين نسخه را يكى از سادات آن صفحات به وى داد ، و نسخهء مزبوره در عربى بود كه او به فارسى ترجمه نمود . نام مترجم مذكور نيست ، احتمال دارد كه هم از به دو امر در فارسى تأليف شده است ، نسبتش را به شيخ ابو الفتوح رازى داده است كه از ملاهاى معتبر و متعصب شيعه است .
يكى از قواعد متشيعه تقيه است ، كه در حين مخاطره اخفاى عقيدت خويش نموده اظهار مذهب مخالف مىكند . منشاء اين قاعده ، ايامى است كه اين طايفه مخذول و منكوب بودهاند و ، ايرانيان نيز پس از آنكه اقتدار مذهبى يافتند ، مجبور شدند كه در سفر مكه اين قاعده را مرعى دارند و ، بههمين سبب ، عدد حاج ايران به مرور نقصان پذيرفته ، مردم روى به مشاهد على و اولادش كه در حوالى بغداد و خراسانند نهادند و ، نذورات نفيسه هر روزه از اطراف به قبور شريفه بردند .
سلاطين نيز فراخور همت و مقدرت ، مخارج ملوكانه در امكنهء مزبوره نمودهاند ، لاكن در وضع زيارت اين اماكن مقدسه چنان كه در زيارت مكه ، چيزهاى چند است كه مبناى دين اسلام برآن است . و مسلمين اين زمان نيز نه مانند مردم صدر
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 692
مساهمون: سر جان ملكم
ص٦٩٢