اسلاماند . بجز احترام به رسول و اولادش ، به جمعى از فضلا و زهاد ، كه ايشان را اوليا خوانند ، اظهار عقيدت كنند و ، از ارواحشان استمداد و استعانت جويند . و هيچيك از طبقات اسلام نيست كه از اين اوهام باطله خالى باشد . چنانچه بجز مشاهد مذكورهء فوق ، در [ هر ] دهى از دهات ايران قبر شيخى يا درويشى است كه مردم آنجا را زيارتگاه است ، بااينكه كمتر كسى نام صاحب قبر را مىداند .
در بيان مذهب وهابى كه در نجد پيدا شد
طايفهاى كه در اين اواخر پيدا شدهاند ، مدعى آنند كه در اين باب از ساير اهالى اسلام مستثنى و ممتازند . شيخ محمد نامى عرب پسر عبد الوهاب كه اين طايفه منسوب به اويند ، قريب صد سال قبل ازين بنياد اين مذهب را نهاد و ، در اعلاى اعلام مذهب خويش ، بن سعود صاحب درعيه را كه پاىتخت ممالك نجد است با خويش يار ساخت و ، به معاونت وى و پسرش عبد العزيز چنان كه بايد كار ساخت ، چنانچه امروز مذهب وهابى در بر عرب يكى از مذاهب مستقله است .
قواعد طريقهء ايشان مخصوص است و قابل ذكر : اقرار به وحدانيت واجب و رسالت محمد دارند ، لاكن گويند كه ، نسبتى بههيچوجه ما بين مخلوق و خالق نيست . و اعتقاد بهاينكه پيغمبر يا ائمه يا اوليا بهوجهى از وجوه تصرفى در امور انسان دارند ، يا بعد از فوت يا در آخرت منشاء مددى يا فايدهاى هستند ، كفر است . و جميع مسلمين كه قرآن را تاويل مىكنند كافر مىدانند و غزاى با ايشان را لازمهء همت جميع سلسلهء وهابيه مىشمارند . و جميع القابى را كه دلالت بر عزت و احترام دارد ، گويند در نزد خداوند مكروه است . و او تعالى فقط لايق تمجيد و تقديس است . و همچنين به نصّ تنزيل ثابت مىكنند كه ، محاربهء با فرق اسلام كه بر طريقت ايشان نيستند لازم است ، تااينكه بدان طريقت گردند ، يا مانند كفار جزيه بر گردن گيرند و ، دراينصورت بايد لباس خشن پوشند ، و بر اسب سوار نشوند و ، ابنيهء عاليه بهجهت سكناى خويش بنا نكنند . و هم از عقايد ايشان است كه ، هر خراجى