تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 690

مساهمون:

ص٦٩٠
دلير گشت و گفت : به چه دليل گوئى كه على ( ع ) سابق الاسلام بود ؟ من مىگويم كه : ابا بكر وقتى كه ايمان آورد چهل سال داشت . على درآن وقت كودك بود و ايمان و طاعت و كفر و معصيت كودك را اعتبارى نيست . حسنيه گفت : اگر من بر تو ثابت كنم كه ايمان و طاعت و كفر و معصيت كودك را اعتبار هست و ، كودك چنانچه تو او را مىگوئى در معرض ثواب و عقاب الهى است ، اقرار مىكنى كه ايمان على را در كودكى اعتبار است . ابراهيم گفت : اگر به دليلى واضح و حجتى باهر اين مطلب را ثابت كنى ، اقرار كنم . حسنيه گفت : چه مىگوئى در باب پسرى كه خضر به قتل رسانيد ؟ چنانچه نص قرآن در قصهء خضر و موسى به آن شاهد است و ، در جواب خضر در وقتى كه موسى بر وى اعتراض كرد كه :
أَمَّا الْغُلامُ فَكانَ أَبَواهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينا أَنْ يُرْهِقَهُما طُغْياناً وَ كُفْراً
« 1 » اى ابراهيم ، بگو ببينم كه كشتن آن طفل به استحقاق بود ، يا خضر ظالم بود ؟ اگر خضر ظالم بود ، نشايد كه خداوند مدح وى را گويد و ، حال آنكه مدح خضر در قرآن وارد است . ابراهيم نتوانست جواب بگويد ، پس گفت : از اين مسئله درگذشتم چه مىگوئى در حق عباس و على كه بر سر ميراث پيغمبر منازعت كردند و ، هريك مىگفت حق من است و ، داورى نزد ابى بكر بردند و ؛ چون دو شخص نزد حاكمى روند : يكى بايد لابد بر حق باشد يكى بر باطل . و غرض ابراهيم از پرسيدن اين مسئله آن بود كه ، اگر حسنيه گويد عباس بر باطل بود ، باعث رنجش خليفه شده جانش در معرض مخاطره آيد و ، اگر گويد على بر باطل بود ، ابطال مذهب خود كرده باشد . حسنيه گفت : اى ابراهيم ، بايد جواب اين سؤال تو از قرآن بدهم ، چنان كه وارد شده است كه جبرئيل و ميكائيل ، دعوى بنزد داود ( ع ) بردند به‌جهت اينكه خطاى او را در باب زن اوربا به او بنمايند . پس اى ابراهيم ، بگو كه كدام يك ازين دو ملائكه بر حق و كدام بر باطل بودند ؟ ابراهيم گفت : هر دو بر حق بودند و ، به جهت اصلاح و تأديب داود بود كه دعوى بنزد وى بردند . حسنيّه گفت : اللّه اكبر ، همين قسم مرتضى على و عباس هردو بر حق بودند و ، به جهت تنبيه و تأديب ابو بكر نزد وى ايليات قشقائى
هامش
( 1 ) - كهف ، 80 .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 690 | سر جان ملكم / ميرزا اسماعيل حيرت