صاحب ابصار المستبصرين گويد كه : او مريدان را آشاميدن بنك بهقدر پستهاى جايز داشت . يكى از مؤلفين ديگر شيعه گويد كه : احتمال دارد كه اين مقدار معتاد خود مولانا بوده است كه پيروان را نيز فرموده است .
و هم در ابصار المستبصرين مسطور است كه : حنابله گويند : خدا را طرهء مجعد است ، از سر تا كمر مجرد و خفيف است و از كمر به پائين جسمانى و لطيف .
و در تفسير آيهء :
الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى
« 1 » .
صاحب كتاب مزبور از حنبل نقل مىكند كه : خدا چهار انگشت بالاى عرش نشسته است ، به نوعى كه زانوهايش به پائين مىرسد .
و هم او گويد كه : از ترهات حنابله اين است كه : در روز محشر ، فاطمه به نزد خداوند شود و از وى انتقام خون فرزندان خويش مسئلت كند ، خداوند ران خود را به وى نمايد كه بر آن زخمى است و گويد كه : اين زخم از تير نمرود است كه به قصد هلاك من انداخت و ، تا حال به مداواى آن نپرداختم تا به تو بنمايم تا بدانى كه من كه خداى شما هستم ، از مخلوق خود اينگونه معامله ديدهام ؛ پس تو بايد از زحماتى كه از قبيلهء خود بر تو و فرزندان تو رسيده است ، تعجب نكنى .
و هم او از كتاب مواقف ، كه بنابر قول او از كتب معتبرهء حنابله است نقل مىكند كه : روزى دورچشمى به خدا عارض شد ، ملائكه سبب آن را پرسيدند .
گفت : بهجهت سيلهاى اشكى است كه در طوفان از چشمم جارى شد .
و همچنين از عقايد باطلهء ايشان يكى اين است كه : در هر شب جمعه خدا بهصورت پسرى صبيح الوجه از آسمان فرود مىآيد و بر خرى مصرى سوار است .
و بنابراين عادت اين بود كه ، در شب مزبور بر بام مساجد آخورها ترتيب داده قدرى علف و دانهء نظيف مىگذاشتند و بوى خوش مىسوزانيدند تااينكه ،
هامش
( 1 ) - طه ، 5 .