رسول ، خلافت را حق على مىدانند ، بهسبب سبقت او در اسلام و قرابت او با پيغمبر و نص رسول به فرمان الهى در سال حجة الوداع ، روز هيجدهم ذى الحجه در خم غدير برخلافت او . و همان خلافت ظاهر باطن را كه حق او مىدانند بعد از وى حق فرزندان او مىدانند و ، لهذا ابا بكر و عمر و عثمان و ساير خلفا را غاصبين حقوق او و خاندان او مىشمارند .
اين عقيده مخالف با اصول مذهب سنتى و وضع سنت است به طريقهء ايشان ، زيرا كه اگرچه شيعه انكار اخبار رسول ( ص ) نمىكنند ، الا اينكه اعتماد بر اخبارى كه روات آن منسوب به كفر و الحاد و زندقه و فسق باشد ندارند ، و خلفاى ثلاث را درين باب اگر كافر ندانند ، بارى فاسق مىدانند ، زيرا كه در باب خلافت خلاف فرمان خدا و رسول كردند . پس به رواياتى كه از ايشان وارد است ، نمىتوان اعتماد كرد .
بالجمله ، از هرجهت مبناى مذهب شيعه بر توسل و تمسك به خاندان رسول است و ، ازينرو به لقب محبت خاندان امتياز يافتهاند .
بالنسبه به ائمهء اربعهء اهل سنت نيز از مزيت ايشان انكار و بر فضيلتشان استخفاف و استحقار مىكنند و ، بسيارى از آراى ائمهء مزبور را خطا و الحاد و زندقه مىدانند .
و هم اين قول كه اختلافات ايشان راجع به يك اصل است ، گويند ناشى از تدابير دنيوى است . و قائلين به آن را اشكالى عظيم رو مىدهد ، بهسبب اينكه مسلم است كه ، راه حق يكى است ، بناء عليه ، اگر يكى از مذاهب اربعه محق باشد ، بالضروره بايد سه مذهب ديگر باطل باشد . پس اسلم اين است كه ، به آنچه از خدا و رسول و كسانى كه در زمان رسالت بودهاند و ، يدابيد و خلفا عن سلف از ايشان رسيده است ، متوسل شده عنان زندگى را به دست كسانى كه بدون سبب ادعاى فضيلت و مزيت مىكنند نگذاريم .
مؤلف در اين مقام در حاشيه حكايت مجلس شاه خدابنده و كفش زير بغل گذاشتن ملا حسن ، و به اين وضع در مجلس نشستن و ، سؤال و جوابى كه بدين سبب ما بين او و علماى اهل سنت كه حضور داشتند روى داد نقل مىكند . چون
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 676
مساهمون: سر جان ملكم
ص٦٧٦