تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 674

مساهمون:

ص٦٧٤
ساخته مجموعه‌اى بزرگ حاصل شد آن را سنت ناميدند و تالى قرآن شناختند و ، ازان استنباط احكام نمودند و ، معتقدين بدين عقيدت و پيروان ايشان را ازاين‌رو سنى خواندند ، يعنى منسوب به سنّت . لاكن بااين‌حال اسباب حكومت اقاليم عظيمه هنوز ناقص بود ، زيرا كه بعضى از عبارات قرآن مجمل و تأويل طلب و به‌طريق رمز و كنايت بود و بسيارى از اخبار نيز با يكديگر اختلاف كلى داشتند ؛ لهذا فضلاى ملت به تفسير و تأويل اين اخبار مقدس پرداختند . ولى به‌طور وضوح محال بود كه ، به ترجمهء متن كفايت شود . شهرت را در انتشار آراى خود به انضمام اخبار رسول و اقوال خلفاى او دانستند ، اين صورت سبب اختلاف طرق و فرق گشت . فرق مختلفه در اطراف بلاد اسلام پيدا شد ، تا بالاخره جمعى كثير و جمعى غفير از مسلمين بر آراى چهار تن از علما كه به فضيلت و تقدس اشتهار داشتند اتفاق نمودند و ايشان را ائمهء اربعهء ملت ناميدند كه : ابو حنيفه و مالك و شافعى و حنبل باشد . متشيّعه لقب امام را محض به على و يازده فرزندش مىدانند ، كه به عقيدهء ايشان آخرين اين ائمهء اثنى عشر مهدى حى و غايب است و ، لقب امام حى را بر ديگرى روا ندارند . به‌خلاف اهل سنت كه به معنى عام اطلاق و استعمال كنند . بالجمله ، اگرچه ما بين ائمهء اربعه نيز اختلاف است ، لاكن چون در فروع است ، مثمر خلاف در مقلدين نيست ، چنان كه گويا همه يك مذهب دارند و اين فرقه را سنى گويند ، زيرا كه مأخذ احكام دين و شريعت و امور ملك و ملت اخبار را دانند و ، خلفاى ثلاث « 1 » را معظم مىدانند ، زيرا كه مورد اين اخبار و اصحاب خاص جانشينان حضرت رسول بودند . و چهار مذهب را اركان اربعهء دين خوانند و ، در بيت الحرام از براى هريك مصلائى علىحده است . لاكن اين و ساير امتيازات ديگر سبب عدم اتفاق نمىشود . از جملهء اختلافات عظيم كه در صدر اسلام ما بين ملت واقع شد ، نزاع
هامش
( 1 ) - در اصل : ثلث .