تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 675

مساهمون:

ص٦٧٥
بر سر خلافت است . اصحاب على را اعتقاد اين بود كه ، بعد از محمد ( ص ) خلافت حق او بود ، و كسانى كه مباشر اين امر گشتند ، غاصب حق او بودند و گناهى عظيم كردند و ، اين طائفه را چنان كه مذكور شد ، شيعه خواندند . هنر و ديانت و شهرت خلفاى ثلاث ، ملك را از فتنه و مردم را از شورش مانع بود . و چون بالاخره على صاحب امر گشت ، تا چندى دوستان وى آرام بودند ، اما قتل على و فرزندانش و مصايبى كه بر اعقاب و احفاد وى وارد آمد ، چنانچه به‌كلى دستشان از خلافت و سلطنت ظاهر كوتاه گشت ، سبب شد كه خلقى در خفيه بر اين اعتقاد ماندند و بر ستمهائى كه بر على و اولادش رفته بود تأسف مىخوردند و روزگارى به اين و تيره بسر مىبردند . ايران اول مملكتى است كه اهالى آن به اتفاق اظهار مذهب شيعه نموده و شفاها دم از عداوت با سنى و سنت زدند . از سيصد سال متجاوز است كه اين مذهب طريقهء ملتى اين مملكت شده است ، زيرا كه چنانچه سابقا نگارش رفت ، از به دو سلطنت شاه اسماعيل صفوى ، مذهب شيعه در ايران رواج و استقرار يافت . و در تمام اين مدت ، مذهب يا سبب ، يا بهانه به جهت جميع جنگهائى است كه درين ملك واقع شده است . و چون اطراف مملكت ، يا تراكمه ، يا اوزبك ، يا افاغنه يا اتراك همه سنى بودند ، هرگاه نزاعى در كار يا دفاعى لازم مىشد هميشه ، اين حرف كه دين شيعه در خطر است ، سبب تحريك ايرانى بود . نادرشاه در وقتى كه در وسط السماء اقتدار بود ، خواست به‌جهت تدابير ملكيه بنياد اين مذهب را براندازد و نتوانست . و تا هنوز كما فى السابق اهالى ايران درين طريقت سالك و راسخ‌اند . بنابراين لازم است كه اطلاع بر طريقه‌اى كه اين قسم رسوخ در طباع ملت دارد حاصل شود و ، حصول اين اطلاع موقوف بر استحضار كلى از مسائل و قواعد طريقهء مزبور است . اصل اختلاف ما بين شيعه و سنى آن است كه : شيعه به حكم الهى و نص
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 675 | سر جان ملكم / ميرزا اسماعيل حيرت