تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
سال اول حكومت اشرف به استحكام امور داخليهء حكومت او صرف شد ، از آن جمله قلعهء مربع با ديوارهاى مرتفع و بروج مستحكمه در وسط اصفهان به‌جهت محافظت عيال خود و ساير افغانان بنا كرد ، و آن قلعه تا هنوز باقى است ، و به قلعهء اشرف مشهور است . و چون شنيد كه سپاهى گران از اتراك عازم اصفهان است ، حكم داد تا جميع قرى و دهاتى كه در عرض راه ايشان بود ، خراب كرده آثار آبادى نگذاشتند ، و خود با هرقدر لشكر كه توانست جمع‌آورى كند به استقبال ايشان شتافت . اتفاقا دو هزار نفر از اتراك به دلالت دليلى نادان از لشكر جدا افتاده بودند ، اشرف از اين واقعه خبر يافته به ايلغار بر سر ايشان تاخت ، و در پانزده فرسخى اصفهان آن طايفه را دريافته تمامى را از تيغ تيز ريزريز كرد . اين واقعه مورث جرأت افغانان و هراس اتراك گشته ، سرعسكر عثمانى به مجرد شنيدن اين خبر حكم به توقف سپاه نموده اردو بر سرپا كرد و اطراف اردو را فرمود تا به كندن خندق و ساختن سقناقها از تركتاز دشمن مصون دارند . اشرف نيز در خفيه جاسوسان فرستاده تا در ميان عساكر ترك شيوع دهند كه اين جنگ خلاف مذهب است و به اين واسطه احداث اختلاف كنند . و همچنين امراى اكراد را كه در لشكر عثمانى بودند ، به وعده و رشوت بفريبند . و در ظاهر نيز چهار نفر از مشايخ مسلمين كه به زهد و صلاح اشتهار داشتند ، به‌عنوان رسالت به اردوى احمدپاشا فرستاد . چون مشايخ مزبوره را به حضور سرعسكر عثمانى بردند ، يكى از ايشان آغاز سخن كرده گفت : پادشاه ما اشرف فرموده است كه ، از شما بپرسم كه چرا با مسلمين كه موافق حكم خدا حكومت روافض را برانداخته‌اند مخاصمت مىورزيد . و به چه سبب با نصارى اتفاق كرده‌ايد كه پيرو رسول مجيد را از ملكى كه موافق قوانين الاهيه و قواعد انسانيه حق اوست محروم سازيد . اگر شما از روى بىانصافى در جنگ اصرار نمائيد و برادران خود را مجبور به دفاع كنيد ، خون جميع مسلمين كه درين معركه ريخته شود بر گردن شما خواهد بود .