تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩

پيوستن نادرشاه بشاه طهماسب صفوى

و طهماسب شاهزادهء صفوى با ايل قاجاريهء استراباد در مازندران نشسته بود . اگرچه طاعون شديدى كه در آن صفحات شد ، جمعى از اعوان و انصار او را نابود ساخت ، لاكن باز شمع اميدى روشن كرده ، در فرح‌آباد دربارى داشت . و در آنجا بود كه نادر قلى يكى از سرداران كه به‌سبب شهامت و شجاعت فوق العاده و جنگهاى مردانه نامش در افواه افتاده ، غايت اشتهار يافته بود ، به دو پيوست . اگرچه طهماسب با نادر به‌جهت كشتن عم خود كه حكومت كلات داشت ، در مقام غضب بود ، ولى به‌جهت شكستى كه در همان اوقات به طايفه‌اى از افاغنه داده نيشابور را از ايشان مستخلص ساخت ، باز بر سر رضا آمد . چون نادر به طهماسب پيوست ، كار وى قوت گرفت . پنج هزار نفر سپاه نادر و سه هزار نفر از فتحعلى خان قجر در ركاب وى مستعد كارزار بودند ، و طولى نكشيد كه از اطراف به‌سبب شهرت دو امير مذكور لشكر بسيار در زير علم شاهى جمع شد . اول حركت اين لشكر به عزم تسخير مشهد بود ، و در آن اوان يكى از امراى افاغنهء ابدالى برآن ديار استيلا داشت . در عرض راه ، نادر كه در باطن فتحعلى خان را عايق راه خود مىدانست به بهانهء اينكه با دشمن مراسلت دارد ، او را به قتل رسانيده از ميان برداشت . چنين مىنمايد كه طهماسب به اين امر راضى بود . بعد از قتل فتحعلى خان ، امارت جميع لشكر به وى گذاشت . مشهد و هرات هردو فتح شد ، و در همين موسم تمام خراسان سر به ربقهء طاعت طهماسب نهادند . و چون تسخير اين بلاد به نيروى بازوى نادرى شده بود ، از جانب طهماسب احترامات بىحد و انعامات بىشمار در حق وى به ظهور پيوست ، از آن جمله ، او را طهماسب قلى خان نام نهاد . چون در تركى قول به معنى غلام است ، تركيب تركى طهماسب قولى ، غلام طهماسب است . و به مرور ، لفظ قولى چنانچه در ساير نامها ، قلى شده است .