در تاريخ كينير صاحب مسطور است كه خطهء لار پرگنهء كوچكى است در ساحل شمالى خليج فارس در درجهء پنجاه و پنجم طول شرقى گرفته مىرود تا درجهء پنجاه و هشتم فارس در سمت شمال و مغرب ، و كرمان در شمال و مشرق آن واقع است . لار بايرتر و كمحاصلتر از جميع اضلاع ايران است ، صحراها و كوههاى بسيار دارد كه تا دريا منتهى مىشود . زمين به نوعى باير و آب گوارا بهقدرى كم است كه اگر باران ساليانه نبارد كه تالابها را پرساخته و بدان واسطه اهالى آنجا قدرى درخت خرما و جو و گندم مىكارند بههيچوجه قابل سكونت نيست .
بالجمله ، وقايع سابقة الذكر در اواخر سلطنت محمود اتفاق افتاد ، اما از قرارى كه معلوم مىشود ، دولت روس و روم به هيچوجه حسابى از سلطنت محمود و دعاوى طهماسب برنگرفتهاند ، چنانچه درسال هزار و صد و سى و هشت هجرى معاهدتى ما بين دولتين واقع شد كه بنابر عهدنامهاى كه نوشته شد ، بعضى از بهترين ممالك ايران را ما بين يكديگر قسمت كرده بودند . و واسطه انجام اين معاهدت گويند ، سفير فرانسه در قسطنطنيه بود . اگرچه وقايع غير عاديه اتفاق افتاد كه مطالب مسطوره در آن عهدنامه صورت نگرفت ، لاكن از ملاحظهء آن معلوم مىشود كه ايران درچه وضع و خيالات دول خارجه در باب آن ملك بر چه نوع بوده .
در آن عهدنامه مقرر شده بود كه جميع ممالكى كه بر سواحل درياى خزر است ، از بلاد تراكمه تا محل تلاقى نهر كر و رود ارس ، متعلق به دولت روس ، و از محل تلاقى نهرين مزبورين به خط مستقيم تا سه ميلى اردبيل و از آنجا به تبريز و از تبريز به همدان و كرمانشاه ، جميع شهرهاى مذكوره و تمام ممالكى كه ما بين اين خط و ثغور عثمانى واقع مىشود ، متعلق به دولت عثمانى باشد . و در وصول و ايصال ممالك مقسومه به طرفين با يكديگر كفايت نموده بودند . و همچنين مقرر شده بود كه ، اگر طهماسب به اين قرار تن دهد ، او را مدد كرده بر ساير ممالك
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 453
مساهمون: سر جان ملكم
ص٤٥٣