تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
و اين شاه‌زادهء بدبخت ضعيف العقل بعد از كوششهاى بيهوده كه در آذربايجان و عراق به‌جهت استقرار حكومت خود در آن صفحات كرد به مازندران رفته با فتحعلى خان كه ، سركردهء يكى از قبايل اتراك بود ، كه طايفه‌اى از ايشان در استراباد جلو تراكمه را گرفته بودند ، بسر مىبرد . چون اين خبر شنيد ، به خيال اينكه اختلافى در دشمنان واقع شده ، به سمت اصفهان در حركت آمد ، اما فوت محمود تغيير كلى در مزاج اشرف داده ، به اين خيال افتاد كه طهماسب ميرزا را بگيرد ، لاكن بعضى در خفيه به طهماسب خبر دادند و او سر خود بدر برد . اشرف به اين بهانه كه با دشمنان او مكاتيب و مراسلت دارند ، چند نفر ديگرى از امرا كه در اصفهان باقى مانده بودند به قتل رسانيد . جانشين پطر بزرگ چنين مىنمايد كه مىخواست به مقتضاى معاهدت عمل نمايد ، اما فتوحات روسيه در سواحل بحر خزر نسبتى با ممالك مفتوحهء عثمانى نداشت . اغلب ممالكى كه در عهدنامه قسمت دولت عثمانى معين شده بود ، به نقد در تصرف اين دولت بود ، و بنابراين از دولت روس بنابر شروط معاهده معاونت به‌جهت اخراج افغان طلبيد . اشرف سفيرى به قسطنطنيه فرستاد ، و علماى ملت متفق الرأى گفتند كه معاهدت با نصارى به جنگ سلطان مسلم خصوص سنتى كه باعث برانداختن حكومت روافض است ، خلاف شريعت است . و از اين سبب اكراهى در مردم پيدا شده كار بر رجال دولت عثمانى تنگ شد . اگرچه وزرا علما را ساكت كردند ، به اين معنى كه گفتند : معاهدت با نصارى از روى ضرورت است ، و چون اشرف اقرار به سلطنت و اذعان به اطاعت پادشاه اسلام كه اولو الامر است نمىكند ، حكم اعداى مسلمين دارد ، اما هنوز مردم به اين منازعت مايل نبودند . بعد از آنكه ايلچى اشرف از اسلامبول مراجعت نمود ، معادات شروع شده احمدپاشا كه مراغه و قزوين را تسخير كرده بود به جانب اصفهان در حركت آمد . از سردار عسكر روسيه كه در كنار درياى گيلان بودند ، اثرى در مدد اتراك ظاهر نشد . و طهماسب نيز در مازندران از جاى خود نجنبيد .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 455 | سر جان ملكم / ميرزا اسماعيل حيرت