تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
شتافته ، در ميدان حرب دادمردى دادند ، لاكن چون نظمى در جمعيت ايشان نبود ، بعد از محاربتى سخت و طويل ، بالاخره نظام سپاه دشمن بر تهور و جلادت ايشان غلبه يافت و شيرازهء اتفاقشان از هم گسيخته به شهر گريختند . تركان ايشان را تعاقب كردند ، چون به شهر رسيدند ، ديدند همهء كوچه‌ها را و راهها را گرفته‌اند ، و تا چهار روز على الاتصال جنگ قايم بود . اهالى تبريز چون ديدند كه از كوشش زياده كار به جائى نمىرسد ، و از هيچ‌جاى ديگر اميد مدد و خلاصى نيست ، راضى شدند كه شهر را تسليم كنند ، مشروط به اينكه خود در امان و سلامت به اردبيل روند . شرط قبول شد ، و چنانچه شيخ محمد على حزين گويد : آن شيران بيشهء جلادت و مردانگى به دستى دست عيال و به‌دست ديگر قبضهء شمشير ، چين در ابرو انداخته از ميان صفوف اعدا مىگذشتند . و تركان به ديدهء تعجب در ايشان مىنگريستند . و هم او گويد كه : در تاريخ ايران شجاعت و مردى ازين بيش در هيچ‌زمان و از هيچ طايفه نقل نشده است . عدد كسانى كه بيرون رفتند ، مورخان ترك بيست هزار و مؤلفان ايران پنج هزار مىنويسند . قريب سىهزار مرد در اين محاصره بر خاك هلاك افتاد . و چون به دشمن سپردند يك نفر از سكنه در آن نبود . و زياده بر بيست هزار از شجاعترين عسكر عثمانى درين معركه در معرض فنا درآمد . و بعضى از معارف امراى ايشان نيز بر خاك سياه افتاد . شهر گنجه كه تا آن وقت در مقابلهء عسكر عثمانى ثبات ورزيده بود ، و هم درين سال كه هزار و صد و سى و هفت هجرى باشد ، مفتوح گشت . و لشكرى به سر عسكرى احمد پاشا حاكم بغداد كه به فتح كرمانشاه رفته و آن شهر را گرفته بود به جانب اصفهان در حركت آمده ، چند منزل به اصفهان بيش نمانده بود ، كه خبر رسيد كه والى لارستان به عزم تسخير بغداد متوجه آن ديار است . سرعسكر عثمانى از روى اضطرار فسخ عزيمت كرده به سمت مستقر حكومت خود راجع شد .