حكم داد تا مواجبش را مضاعف نموده بقيهء عمر او را از خدمت معاف دارند .
بالجمله ، طبيعتى منتقم داشت و حب جاه و مال بر مزاجش غالب و رسوخش در مزاج ديگران به غايت بود . از شناسائى وى بر طباع و قوهء اخفاى سراير خود بود كه بايد گفت : بر دشمنان خويش ظفر يافت ، حتى اينكه در معركهها تا كار به حيلت از پيش رفتى ، به شمشير وسيلت نجستى ، چنانچه وقتى نگارندهء حروف از حاجى ابراهيم پرسيد كه ، آقا محمد خان خود بنفسه شجاعتى داشت يا نه ؟ گفت : در شجاعت وى شك نيست ، الا اينكه ياد ندارم كه گاهى سرش كارى از براى دستش مىگذاشت .
مع الحديث ، مقصود كلى آقا محمد خان ابتداء تحصيل ملك و بعد ازان استقرار سلطنت در خانوادهء خود بود . قبل از آنكه تاج بر سر گيرد به مدارات مىزيست . ولى چون بر مراد فايز شد ، پرده برداشت و هركس را گمانى برد كه بهجهتى مخالفت با حكومت وى داشت ، عرضهء دمار و بوار ساخته ، يا چشم كند يا سر برداشت . و به اين واسطه گردنكشان ايران را كه از مدتهاى دراز هميشه مورث يا فتنه بودند ، برانداخت .
آوردهاند كه هميشه مىگفت : اين همه خونها را ريختم تا اين پسر ، بابا خان يعنى فتحعلى شاه به آرامى سلطنت كند .
افعال اواخر ايام نادرشاه يك سبب كلى و ، نرمى و ملايمت كريمخان نيز بهسبب وضعى كه ايران داشت مىتوان گفت : سبب ديگر بود كه از اطراف مملكت هركس توانست لواى خودسرى برافراشت . و آقا محمد خان به تدبير سرهاى پرغرور را از پاى انداخته ملك را آرام ساخت .
و بهجهت ايضاح اين مطلب چند كلمهاى در سلوك او بالنسبه به طبقات رعايا مرقوم مىشود :
بعد از آنكه سلطنتش قوام يافت ، بالنسبه به خانوادهء خود به غايت ظالم و سختگير بود ، مگر با دو برادرزادهء خود فتحعلى خان و حسين قلى خان ، كه پدرشان حسين قلى خان برادر اعيانى وى بود . و فتحعلى خان را هميشه به كارهاى معظم
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 646
مساهمون: سر جان ملكم
ص٦٤٦