دارد كه ، هراكليوس از روى احتياط خيال كرده باشد كه وجود لشكر روس در گرجستان خود سبب خرابى بزرگ خواهد بود ، و بدينسبب و به اميد اينكه شايد حادثهاى روى دهد يا واقعهاى اتفاق بيفتد ، كه اگر سبب منع نشود ، بارى باعث تعويق حركت آقا محمد خان بشود ، مدد خواستن از ايشان را به تأخير و تسويف « 1 » انداخت ، تا اينكه كار از كار گذشت .
اثرى كه اين واقعه در خاطر كاترين كرد ، از تدابيرى كه در اين باب نمود معلوم مىشود .
واضح بود كه مقصود او فقط مصاحبت گرجستان نبود ، بلكه برانداختن بنياد دولت آقا محمد خان بود . اما اينكه پس از انجام اين مقدمه منظورش اين بود كه برادر آقا محمد خان را كه به او پناه برده بود بر تخت نشاند ، يا ممالك ما بين شمال و مغرب ايران را جزء مملكت خويش سازد ، معلوم نيست مگر بر كسانى كه محرم اسرار وى بودند .
به مجردى كه خبر شكست و فرار هراكليوس به پطرز بورغ رسيد ، گوداويج فرمان يافت تا با هشت هزار مرد به جانب گرجستان حركت كند . و يكى از سرداران روس نيز با فوج قليلى مأمور به طرف دربند شده زمستان آن سال را در حوالى آن بلده بسر برد . و در بهار سى و پنج هزار لشكر ديگر به سردارى والرين زوبوف به او ملحق شد . و جنرال مزبور على الفور به جهد تمام به كار شروع كرده قلاع دربند و باكو و طالش و شماخى و گنجه ، يا به طوع يا به اجبار ، به اطاعت دولت روس گردن نهادند . و پيش از آنكه زمستان در رسد ، جميع سواحل درياى خزر را ، از دهنهء رود اترك تا نهر كر ، در تصرف روسيه درآمد . و از كنار نهر كر طريق مراودت با گرجستان مفتوح ساختند .
بعد از انجام اين فتوحات ، زوبوف با بيشتر لشكر از رود ارس گذشته صحراى چالمغان را قشلاق ساخت . و درين مكان تمام مملكت آذربايجان و پس از آن
هامش
( 1 ) - تسويف : به معنى تأخير كردن ( ح ) .