بخارا پردازند . و اگر بر مورخى كه وقايع اين ايام را نقل مىكند بتوان اعتماد كرد ، آقا محمد خان از زمانشاه خواهش كرد كه ، بلخ را به ايران واگذار كند ، تا لشكر ايرانى به سهولت تواند مقابلهء با اوزبك كند . و زمانشاه نيز به اين معاهدت و موالات تن در داده اسباب محاربهء اوزبك آماده گشت . اما در اين اثنا خبر رسيد كه ، سپاهى جرار از روسيه به حدود ايران تاخته و لواى مناجزت « 1 » و مناطحت « 2 » افراختهاند .
بنابرين ، آقا محمد خان عزم رزم اوزبك را فسخ و ، از طوس به قصد مقابلهء روس عطف عنان عزيمت نمود .
تفصيل اجمال و تبيين مقال آنكه : چون كيفيت قتل و تعذيب اهالى گرجستان و نهب و تخريب حواشى و حوالى آن ملك مسموع كاترين ثانى افتاد ، نايرهء خشمش زبانه كشيد و داعيهء انتقام از نهادش سربرزد ، از آنرو كه اين طايفه خود را به حمايت دولت روس كشيده بودند ، و همين معنى موجب حلول بلا و نزول نقم پادشاه ايران گشت ، لهذا فرمان داد تا لشكرى گران به جانب ايران در حركت آيد .
آراى عديده است در اينكه چرا پيشتر اين مدد به گرجستان فرستاده نشد ؛ يكى از اهالى گرجستان كه وقايع تسخير اين ملك را مىنويسد گويد كه : جنرال گوداويج با سپاه روسيه در شش منزلى تفليس بود و ، هراكليوس مكرر درخواست آمدن او را كرد ، لاكن جنرال گوداويج ابا كرد . و هم او گويد كه : جنرال مزبور اعتقاد نمىكرد كه كار به اينجا خواهد رسيد و ، گمان مىكرد كه ، اخبارى كه در باب لشكر آقا محمد خان مىگويند مبالغه است ، و درهرصورت آقا محمد خان قبل از فتح قلعهء شوشى و ايروان به جانب تفليس نخواهد رفت . اين است قول محرر مشار اليه .
اما حقيقت حال اين است كه : سردار روس در آن وقت خود در جارجيوسك بود و ، عساكر وى در اطراف سياهكوه متفرق بودند و ، ممكن نبود كه قبل از سه يا چهار هفته بتواند لشكر را جمعآورى نموده خود را به تفليس برساند . و احتمال
هامش
( 1 ) - مناجزت : مبارزت و مقاتلت ( ح ) .
( 2 ) - مناطحت بضم اول ، شاخ بهم رسانيدن قوچها و جانوران ( ح ) .