تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 639

مساهمون:

ص٦٣٩
متصور نمىشد . تطاول اوزبك نيز علاوه شده بود . لاجرم اميد اهالى به آقا محمد خان زياده از بيم ايشان بود . و آقا محمد خان نيز گفته بود كه مقصود وى ازين سفر ، زيارت مرقد مطهر امام رضا است و ، آبادى شهر مشهد كه اين قبر در آن است و ، تأديب كسانى كه جرأت كرده مقبرهء مقدس فرزند رسول را عرضهء نهب‌وغارت كرده‌اند . اما اسباب حقيقى اين سفر ، استقرار حكومت خود در خراسان و ، تأديب اوزبك و تركمان و ، به چنگ آوردن بقيهء اموال نادر بود ، كه به شاه‌رخ گمان مىبرد . و بعضى را عقيده اين بود كه ، خيال داشت كه انتقام قتل جد خود و زحماتى كه از عادلشاه به وى رسيده بود از وى بكشد . القصه ، چون خبر حركت آقا محمد خان به جانب مشهد انتشار يافت ، نادر ميرزا كه در آن وقت حاكم مشهد بود به افغانستان گريخت و ، پدر كور خود را به چنگ دشمن قهار رها كرد . چون لشكر ايران به شهر مشهد قريب رسيد ، شاه‌رخ شاه به استقبال بيرون رفته ، آقا محمد خان را ملاقات نمود . و آقا محمد خان بعد از لوازم پرسش ، پياده با جميع امرا به جانب مقبرهء امام رضا روان شده به اظهار عرض نياز زمين بوسيد . يكى از مخصوصات آقا محمد خان بعد از حب جاه ، حب مال بود ، خاصه به جواهر كه ميلى مفرط داشت . در فوت لطفعلى خان ، بعضى از جواهر گران‌بها كه نادرشاه از هندوستان آورده بود به چنگ آورد و ، هم در هنگام ورود به خراسان ، از هريك از امرا كه گمان برد در غارت اموال جانشينان نادرشاه شريك بوده‌اند وصول كرد و ، نگاهداشتن جواهرات مزبوره را نزد وى گناهى عظيم بود ، زيرا كه آنها را خاص حق سلطنت مىدانست . گمان مردم اين بود كه مبلغى از جواهر نفيسه نزد شاه‌رخ است كه از پسرانش نيز مخفى داشته است . آقا محمد خان آن جواهرات را از وى طلب داشت و ، او قسمهاى شديد خورد كه در نزد وى چيزى نيست ، لاكن آقا محمد خان قبول نكرده فرمود تا او را شكنجه كنند ؛ هرقدر عقوبت شديدتر شد جواهر بيشتر بروز كرد .