تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
القصه ، عسكر عثمانى بعد از فتح بلاد مزبوره به جانب تبريز جلوريز گشت . اهالى تبريز با مردم قزوين در نسل شركت دارند ، و همه مردمى بهادر و سلحشورند ، با آنكه يك طرف شهر از زلزله خراب شده بود و توپ هم نداشتند ، گريز از ستيز را ننگ دانسته مهياى جنگ ، و فرار از خصم غدار را عار شمرده مستعد كارزار شدند . پاشاى وان كه با بيست و چهار هزار ترك به گرفتن آن شهر عازم بود ، چون ديد مردمى كه نه توپ دارند و نه شهرشان ديوار دارد ، آمادهء مبارزت‌اند ، تعجب كرده حكم كرد كه يكباره يورش ببرند . و اگرچه درين يورش يكى از محلات شهر نيز به تصرف تركان درآمد ، اما تبريزيان بهادر به‌هيچ‌وجه هراس به خود راه نداده ، ساير كوچه‌ها را سيبه‌بندى كرده ، راه بر دشمن سد كردند و چهار هزار لشكر ترك را كه داخل شهر شده از لشكر بيرون جدا شده بودند به تيغ تيز ريزريز نمودند . اين كيفيت سبب غضب پاشاى عثمانى گشته مكرر حمله برد و مكرر لطمه خورد ، تا اينكه برحسب ناچارى ركضت « 1 » بر نهضت اختيار كرده ، به شتاب هرچه تمامتر روى به وادى سلامت نهاد . و بسيارى از عقبهء لشكر و جميع بيماران و زخميها را در اين گريز عرضهء شمشير دليران تبريز ساخت . چون خبر اين واقعه به ساير تركان رسيد ، دست ستم و انتقام بر اهالى دهات و قرى گشودند و بر پير و جوان و رجال و نسا نبخشودند . گردان تبريز چون اين خبر شنودند ، به استخلاص برادران خود كمر بستند . پاشا به اين اعتماد كه در ميدان بر ايشان غلبه خواهد كرد ، با هشت هزار نفر به مقابله شتافت ، لاكن شكستى فاحش يافته دم علم كرده به جانب خوى فراريد . و چون صورت واقعه به رجال دولت عثمانى آنها گشت ، از قسطنطنيه پنجاه هزار سپاه به گرفتن تبريز مأمور كردند . شجعان تبريز از اين واقعه مستحضر گشته بسيارى از زنان و كودكان خود را به كوهستان گيلان فرستاده مستعد قتال خصم شدند . و از غيرتى كه داشتند ، بدون مبالات و پيش‌بينى به استقبال خصم
هامش
( 1 ) - ركضت : جنبش و حركت ( معين ) .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 451 | سر جان ملكم / ميرزا اسماعيل حيرت