تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 626

مساهمون:

ص٦٢٦
فراوان داشت . گويند كه دلش نيز مانند بدنش سخت شده بود ، ولى در عرض هيجده سال كه درپى تاج‌وتخت تكاپوى داشت ، حزمش « 1 » عنان‌كش سختى مزاجش بود . با دوستان به مروت و با دشمنان به مدارات زيستى ، حتى امراى يخارىباش را كه در خون پدر و اقاربش دست داشتند ، و خود او را در ايام طفوليت به دشمن غدّار كه نام مردى و كام زندگى از وى بازگرفت سپرده بودند . در وقتى كه قدرت بر انتقام داشت عفو كرد و از ايشان درگذشت . و به اين تدبير مردانه نزاعى كه از قديم الايام در امراى قجر بود به انتها رسيده سلطنت به اين سلسله منتقل شد . و آقا محمد خان اين اتفاق را غنيمت دانسته ، سوابق صدمات را از خاطر برد ، و به‌سبب وثوق و اعتمادى كه به دشمنان خويش نمود ، دلها به محبت وى گرم شد ، حتى كسانى كه در ايام نوائب زياده در ايذا و اضرار وى كوشيده بودند ، در زمان اقتدار وى بيشتر محل اعتبار و اعتماد گشتند . بالجمله ، چون از شيراز گريخت ، با وى فقط هفده تن بودند . در اصفهان توقف نكرد . يك شب در نزديكى طهران به سر برد و ، حاكم آنجا لازمهء خدمتگذارى معمول داشت . و چون از طهران به جانب مازندران رفت ، در عرض راه خزانه از مازندران به شيراز مىبردند ، آن را متصرف شد . و چون داخل مازندران شد ، جمعى از قبيلهء قاجار به دو پيوسته به اطاعت وى سر نهادند . ولى بعضى از برادرانش از در مخالفت برخاستند . و يكى از برادرانش مرتضى قلى خان خود را پادشاه خوانده جمعى بر دور او برآمدند . آقا محمد خان را پنج برادر بود كه از طرف مادر جدا بودند : مرتضى قلى خان و ، رضا قلى خان و ، مصطفى قلى خان و ، جعفر قلى خان و ، مهدى قلى خان . حسين قلى خان كه با او از مادر نيز يكى بود ، در ايامى كه از زكى خان گريخت ، به اويماقات تراكمه رفته به‌دست ايشان به قتل رسيد . و از وى دو پسر
هامش
( 1 ) - حزم بالفتح ، استوارى و استوار كردن تنگ بر ستور ، و هوشيارى و آگاهى در كار ، و فراهم آوردن كار خويش ( شمس اللغه ) .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 626 | سر جان ملكم / ميرزا اسماعيل حيرت