تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 624

مساهمون:

ص٦٢٤
يَكِيدُونَ كَيْداً وَ أَكِيدُ كَيْداً
« 1 » . وضوح يافته اسباب استيصال ، مايه و ممد ايجاد و ايصال شده ، عاقبت آنچه از آن مىهراسيدند پيش آمد ، زيرا كه وجود آلاتى كه امتياز جنس برآن است ، مكرر در ممالك شرقيه در كسانى كه به‌واسطهء جاه و منصب يا مال و مكنت اسباب كلى فراهم دارند ، باعث افراط در ملاهى و مايهء استغراق در شهوات شده ، مورث تضعيف و تضييع قواى جسميه و عقليه مىگردد . و چون آقا محمد خان را از اين گونه لذات بىبهره ماند ، هم در عنفوان شباب بلكه از بدايت ايام صبا نظرش متوجه تحصيل اسباب بزرگى و سرانجام مقاصد پادشاهى گشته . جميع عمر در طلب همين مطلب مصروف داشت ، و به‌هيچ عايقى از پاى ننشست . و چون دست يافت ، چنان سخت گرفت كه گويا بالطبع از هيچ‌چيز متأثر نمىشد . و واضح بود كه صدمات اوايل عمر تا چه پايه در مزاجش تأثير كرده بود . القصه ، چون عادل شاه را سرپنجهء اجل گريبان‌گير گشت ، آقا محمد خان رهائى يافته با پدر پيوست و ، در جميع انقلابات زمانه با وى شريك و سهيم بود و ، بعد از قتل پدر به‌دست كريمخان افتاد ، ولى كريمخان در اواخر با وى در كمال رافت و مروت سلوك مىكرد . ايامى را كه در شيراز قيد بود ، تمام اوقات را مصروف مطالعهء كتب و ملاحظهء احوال مردم داشته ، خود را به‌جهت حمل اعباء سلطنت مهيا مىساخت . و قبل از اينكه كريمخان روزش به آخر رسد ، چنان ماده‌اش مستعد و آماده شده بود ، كه مكرر در امور ملكى محل مشورت وى واقع مىشد . و كريمخان هميشه او را پيران ويسه خواندى ، و اگرچه عداوت غريبى بالنسبه به جميع خانوادهء زنديه داشت ، لاكن در مشورت خيانت نكردى . حاجى ابراهيم كه سالها وزارت آقا محمد خان داشت حكايت كرد كه :
هامش
( 1 ) - الطارق ، 15 و 16 .