فرا رسيد ، و پسر بزرگش حيدرتوره چنان كه پدرش اميد داشت ، پادشاه على الاطلاق بخارا گشت .
منقول است كه لشكر بيكى جان به شصتهزار مىرسيد ، لاكن در تاختوتاز خراسان بسيار كم بود كه بيشاز سىهزار همراه داشت . اگرچه بعضى اوقات سختگير بود ولى روى هم رفته حكومتى مقرون به رأفت و عدالت داشت . هرگز نام پادشاهى بر خويش نگرفت . نقش مهرش بدينگونه بود كه در وسط :
امير معصوم بن امير دانيال و ، بر دور آن اين عبارت ثبت بود كه :
القدرة و العزة ان كانتا على العدل فمن اللّه و الا فمن الشيطان .
القصه ، اتفاق قبايل مختلفهء اوزبك در تحت لواى بيكى جان ، و اخبار مبالغهآميز كه از حالات و فتوحات او در اطراف انتشار يافته بود ، چنان مورث دهشت اهالى ايران شده بود كه ، به استثناى بعضى ، جميع خوش بودند كه قطع نزاع داخلى شده و ، پادشاهى مقتدر برخيزد كه بتواند با دشمن خارجى مكافئه كند . زيرا كه اگرچه در تحت سلطنت بعضى از سلاطين تاتار مثل اينكه در اوايل عهد سلاجقه ، ايران كمال معموريت و آبادى يافته ، سكنه و قاطنين آن نهايت رفاه و آرامى داشتند ، اما هنوز خرابى و قتل و غاراتى كه بر ورود و صدور اين طايفه مترتب شده بود ، از خاطرها محو نشده بود . و كسانى كه يقين داشتند كه صدمات اين سيل قوى خانهبرانداز ابنيهء قديمه خواهد شد ، نمىدانستند كه بعد از عبور از امواج بنيانكن آن ، زمينى را كه بران گذشته بود تقويتى خواهد بخشيد يا نه ، و السلام .
فتحعلى شاه قاجار
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 621
مساهمون: سر جان ملكم
ص٦٢١