تقويت طوائف ملتى ضعيف ، گشت « 1 » .
هيچچيز بهجز اعتقادى كه اوزبك به بيكى جان داشتند ، اين امر را انجام نمىداد . اگر وضعى كه اختيار كرد و رياضات شاقهء او نبود ، علم و دانش و شجاعت و عدل و انصاف او هيچ فايدهاى نمىبخشيد . جهالت و اعتقادات باطله هميشه قرين يكديگرند . كسانى كه در زير علم بيكى جان بودند ، وقتى مىديدند مردى با اينكه آسايش فراهم است ، خرقهء مرقع را بر تاج مرصع و خانقاه گدائى را بر بارگاه پادشاهى ترجيح مىدهد ، يقين مىكردند كه بايد امرى خدائى باشد و ، رسوم و عادات نيز نوعى نبود كه بتوانند بفهمند كه چطور مىشود كسى بهسببى از اسباب ديگر اين همه اوضاع تجمل را ، در حالتى كه فراهم است ، تارك و به عيش گدائى قانع شود .
همين عقيدت طايفه سبب شد كه بيكى جان توانست در قليل مدتى تقريبا جميع بلاد ما بين رود جيحون و سيحون را تسخير كند . غالب لشكرش سواره بودند . و طريقهء ملك گيريش هميشه بهطور تاختوتاز بود . چون اغلب قبايل اوزبك احكام وى را گردن نهادند ، با تيمور شاه افغان بناى مجادلت و مناجزت نهاد ، و به حسنتدبير گاهى بر وى غلبه كرد . تسخير مرو سابقا سمت گذارش يافت . بعد از فتح مرو ، لشكر به بلاد خراسان كشيد و ، هم در سال اول صورت مراد را در آينهء ظفر جلوه گرديده مشهد را حصار داد . لاكن چون ديد گرفتن مشهد مشكل است ، لشكريان را گفت كه : امام رضا به خواب وى درآمده او را حكم كرد كه دست تغلب از شهر مشهد و اعمال و مضافات آن كوتاه دارد . بنابرين حكم داد تا سپاه كوچ كنند و دست تعرض از مزارع و مراتع و قرى و دهات حوالى مشهد باز دارند ، لاكن جميع اضلاعى را كه در حوزهء حمايت آن شهر مقدس محسوب نمىشد ، بهكلى خراب و سكنهء آن اراضى [ را ] اسير كرده به بخارا بازگشت .
قبل از آنكه مراجعت كند ، كاغذها به شاهرخ ميرزا و ساير امراى خراسان
هامش
( 1 ) - در اصل : اتحاد و تقويت ملتى ضعيف و تشتيتآرا را گشت . با نسخهء كتابت ضياء الادبا مطابقه و اصلاح شد .