اما بيكى جان عساكر خود را موجب ساليانه هريك را فراخور حال و منصب معين كرد ، كه روى هم رفته سالى پنج تومان مىشد .
خود در غايت قناعت زيستى و از بيت المال روزى چهار تنگه « 1 » برداشتى :
يكى بهجهت خرج خود و ، يكى به معلم خود مىداد و ، يك تنگه مزد طباخ او بود كه حلالپز مىخواند و ، يك تنگه مواجب خدمتكار . و اين مقدار وظيفهاى بود كه بهجهت فقيرترين طلاب مقرر بود .
سه تنگه بهجهت مخارج زوجهء خود كه از خاندان پادشاهى بود مىداد و اگرچه شاهزاده از خود بهقدر حفظ شئونات بزرگى داشت ، لاكن بهجهت خورسندى شوهرش مىگرفت . و بيكى جان هميشه مىگفت كه : اين مقدار بسيار است ، و اگر گاهى حرم او شكايت كردى مىگفت : بىبى بيگم راضى شو تا خدا از تو راضى باشد ! اما چون فرزندش حيدر توره كه حال پادشاه بخاراست متولد شد ، روزى پنج تومان بهجهت مخارج طفل و مادرش مقرر كرد . نام مادرش يلدوز بيگم است . نوشتهاند كه او دختر عبد الغازى خان بود . و بههمين قسم براى دو پسر ديگرش كه بعد تولد شدند مقرر نمود .
از اين و بعضى اعمال ديگر وى معلوم مىشود كه ، با اينكه خود وانمود مىكرد كه به اسباب دنيا اعتنائى ندارد ، مىخواست فرزندانش را به تجمل و حشمت بار بيارد ، چنانچه سرائى ملوكانه براى عيال خود مرتب كرده بود و ، خود در اطاقى بىاسباب نشسته . و هركس مىخواست در هروقت نزد او مىرفت . هميشه جامهء خشنى در بر داشت و ، در ظاهر مثل گدائى مىنمود و جامه بدل نمىكرد ، مگر وقتى كه به ديدن عيال خود مىرفت ، و آن وقت هم پوست آهوئى را بر شانه و كتف مىانداخت .
هزار حكايت ديگر هست كه همه دلالت برين دارد كه چنان كه مىنمود ، تارك نام و شهرت نبود . لاكن نمىتوان و نبايد ملامت كرد بر حركتى كه سبب اتحاد و
هامش
( 1 ) - تنگه : قريب يك درهم نقره است ، يا نه شاهى پول ايران است ( حاشيه ) .