مع القصه ، در اين اوقات رجال دولت عثمانى در نتايجى كه بر تغييرات و اغتشاشهائى كه موجب نزاع و هرجومرج ملل فرنگستان شده بود ، چنان گرفتار بودند كه ، به امور ممالكى كه در ايران داشتند نمىپرداختند . لهذا ادارهء بلاد شرقيهء آن ملك ، به حكام آن صفحات واگذاشتند . و معظم امراى بلاد مزبوره سليمان آقا بود كه هم از سالهاى عديده حكومت بغداد داشت .
چنانچه سابقا نگارش يافت ، سليمان آقا در وقتى كه كريم خان لشكر به بصره فرستاد ، ايالت آن ديار با وى بود . بعد از آن بغداد را به وى سپردند . در ايام ايالت بغداد بهقدر امكان جهد كرد تا حكومت خويش را تقويتى دهد و ، مانند ساير حكام عثمانى دستخوش « 1 » رجال دولت نشود و به حسن تدبير و صلاحيت نفس و شهامت ذاتى بر مراد فايز گشت ، و حكومتش قوام و در نظرها اعتبار يافت . سكنهء بغداد و قطان بلاد و حوالى وى را دوست مىداشتند . و اعرابى كه ما بين بصره و بغداد در سواحل دجله و فرات سكنى داشتند و خراجگذار عثمانى بودند ، و بسيارى از امراى كردستان كه خود را رعاياى ترك مىدانستند ، با وى به احترام مىزيستند و احكام وى را به طوع و الرغبة اطاعت مىنمودند . امناى دربار قسطنطنيه چون ديدند كه حكومتش به نوعى قوام يافته است كه وى را برانداختن نمىتوانند ، اظهار رضامندى كردند .
بالجمله ، اقتصاد « 2 » و ميانهروى و حسن سلوك وى جميع امراى اطراف و حوالى را روى به خود كرد ، چنانچه از فوت كريم خان به بعد قضيهاى كه موجب نزاع و مناقشهء ايرانى و عثمانى شود اتفاق نيفتاد .
عروج احمدشاه ابدالى به سلطنت كابل و قندهار سابقا سمتگذارش يافت .
در ايام پادشاهى ، شش دفعه لشكر به هندوستان كشيد و در هر كرت فتح و ظفر وى را بود .
على الخصوص شكستى عظيم كه در صحراى پانىپت كه به چند ميل در شمال دهلى
هامش
( 1 ) - دستخوش - دستخوش .
( 2 ) - اقتصاد ، بالكسر ، ميانه رفتن در هرچيز ، و راه راست يافتن ( شمس اللغه ) .