واقع است . به مراتيان داد . و آن محاربتى بود ما بين مسلمين و هنود بر سر سلطنت هندوستان . عدد لشكر اسلام به شصتهزار مىرسيد كه تقريبا نيمهء آن افغان بودند .
ولى احمد شاه فقط اعتمادش بر لشكر ملك خود بود و مراتيان ما بين هفتاد و هشتادهزار بودند . مسلمين ايشان را هزيمت نموده جمعى كثير از هنود را عرضهء تلف و بوار ساختند . و مراتيان را در آن ايام اقتدارى عظيم در هندوستان بود . چنانچه از شمشير ايشان از اقصى بلاد جنوبيهء هند تا سواحل آب سند رسيده بود . و اين شكست اول سدى بود كه حقيقتا مقابل سيل فتوحات ايشان بسته شد ، و به سبب اين فتح كه احمدشاه را دست داد و ساير فتوحات وى در هندوستان ، افغانستان بلندآوازه گشت ، و مردم آن صاحب ثروت « 1 » و مكنت بىاندازه شدند . احمدشاه چنان كه گذارش يافت ، اغلب بلاد خراسان را مسخر كرد و تقريبا جميع امراى آن اطراف حكم وى را گردن نهادند . و او هميشه با ملوك اطراف در جنگ بود . و در حقيقت راهى ديگر به جهت نگاهدارى لشكر و اطاعت امراى سركش نداشت . اگرچه حوزهء مملكت وسيع بود ، لاكن ماليهء قليل حاصل مىشد ، به سبب اينكه بلاد كابل و قندهار غالبا به سيورغال « 2 » و مدد معاش قبايل مختلفه مقرر شده بود كه همه لشكرى بودند .
و احمد شاه فقط به خدمت ايشان راضى بود ، از آن رو كه مىدانست كه زياده از ايشان توقع داشتن حكومت خود را در خطر انداختن است . هواخواهى ايشان را غنيمت مىدانست و نافرمانيهاشان را متحمل بود . و چون خود از قبيلهء سدوزائى بود و افاغنه اين خانواده را به چشم احترام مىنگريستند ، بههرجهت در ازدياد عقايد ايشان ازين راه جهدى داشت . و چون مبناى حكومت را باطباع و عقابد رعاياى خود تناسب داد ، و سلطنتش قوام يافت . اما چون اساس ايالت فقط بر مردمدارى وى بود و ، قبايل مختلفه كه معين و معاون او بودند ، هريك به امير
هامش
( 1 ) - ثروت به فتح ، به معنى شهيرى و توانگرى و نعمت ( شمس اللغه ) .
( 2 ) - سيورغال : به معنى جاگير ( ح ) .