تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣
مخصوص خويش اطاعت مىكردند و نزاع و نفاق ما بين امرا و قبايل قايم بود ، در وقت فوت احمدشاه ملك كمال تزلزل داشت . و چون در پنجاه سالگى از تخت برآمده رخت سفر آخرت بربست ، تيمورشاه وارث سلطنتى متزلزل و خطرناك گشت . قبل از جلوس تيمورشاه ، وزير احمدشاه خواست تا فرزند ديگر وى را كه به سن از تيمورشاه كوچكتر بود به پادشاهى برآرد ، اما بالاخره ، تيمور شاه غالب آمد . بالجمله ، چون تيمورشاه بر جاى پدر برآمد ، مستقر حكومت را از قندهار به كابل نقل كرد و آنجا را دار السلطنه ساخت ، زيرا كه چون طبيعتى آرام‌طلب داشت و ، مردم قندهار خلقى پرشوروشر بودند ، لهذا مجاورت اهالى كابل را ترجيح داد . لشكرى كه قابل ذكر باشد نگاه نداشت مگر فوجى از قراولان خاصهء به خود كه اغلب آن نيز افغان نبودند . هرگز خيال فتح بلدى نمىكرد ، بلكه بسيارى از امرا خراج را بازگرفتند . و بعضى نيز گردن از اطاعت پيچيدند ، و او به تأديب ايشان نپرداخت . با اين ضعف و سستى به سبب نام پدر بيست سال پادشاهى كرد ، لاكن آرام افغانستان با عمر او آخر شد . پسرش زمان شاه در سرو علن « 1 » پنهان و پيدا در معرض حملات و لطمات برادرانش بود ، كه هريك جمعى از افاغنهء هنگامه طلب را با خود متفق كرده احداث فتنه مىكردند . بسيارى از ممالك جنوبيه سر از اطاعت سلاطين افغان برتافتند . جمعى كه از آبا و اجداد ايشان كيش هنود را رها كرده به دين اسلام درآمده بودند ، حكومت سند را برانداخته بر آن ديار استيلا يافته ، و از آن پس در قبيله ميراث گذاشته بودند . در اين اوقات نيز زمام حكومت در تصرف سه برادر از همين قبيله بود . سند از جانب جنوب به دريا منتهى مىشود و ، در همين سمت شعب رود اتك به دريا مىريزد ، چنانچه زمين شكل مثلثى پيدا مىكند .
هامش
( 1 ) - علن بالفتح ، آشكارا كردن ؛ و بالكسر ، با هم آشكارا و پيدا كردن ( ح ) .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 603 | سر جان ملكم / ميرزا اسماعيل حيرت