تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩
چناران . در تاريخ اين دو امير چيزى قابل ذكر نيست . قلاع مسكونهء خود را به‌قدرى كه مقاومت با دشمن بدون توپخانه توانند كرد استحكام داده بودند . اما مزارع و مراتع ايشان از يك طرف عرضهء نهب و يغماى تراكمه و ، از سمت ديگر عرضهء تاخت‌وتاز اوزبك بود . با تراكمه مىتوانستند دست در كمر زنند ولى با اوزبكان برنمىآمدند . لهذا هر وقت اوزبك حمله مىكرد يا گمان تعرض ايشان مىرفت ، لابد هدايا يا بعبارت اخرى خراجى به امير ايشان فرستادندى تا ملك مصون ماند . اگرچه فسحت ملك اين دو امير چندان نيست ، لاكن حاصل آن بسيار است . جزئى از ماليهء ايشان خاصه ممش خان از اسب است . اسبهاى اين صفحات همه عربى نژادند . نادرشاه اسبان عربى طلبيده بر ماديانهاى خراسانى انداخت . و نژاد عربى پس از مخالطت با جنس خراسانى امتياز ديگر يافت ، زيرا كه نيكى منظر عربى و عظم جثه و قوت و قدرت خراسانى را با هم جمع داشت . و قيمت اين قسم اسب به‌حدى رسيد كه هريك از پادشاهان كه ممش خان را خراج‌گذار ساختى ، جزئى از خراج را از كره‌هاى اصيل وى مقرر نمودى .

ذكر شهر مرو

در جانب شرقى خبوشان شهر مرو واقع است . اسكندر آن را بنا كرد ، و آنتيوكوس نام يكى از جانشينان وى آن را دار الامارهء خود ساخت . و آنتيوكا نام نهاد . و بعد از آن يكى از چهار شهر شاه‌نشين خراسان محسوب گشت . سه شهر ديگر طوس و هرات و نيشابور است . در عهد صفويه كه اصفهان دار السلطنه گشت ، مرو حد مملكت مقرر شد . و چون بيش‌از ساير ثغور عرضهء تاخت‌وتاز بود ، هميشه حكومت آن را به يكى از امراى معظم لشكر مفوض مىداشتند . در زمان سلطنت طهماسب اول ، ايل ازدانلوى « 1 » قاجار را به محافظت و
هامش
( 1 ) - گويا ، عز الدين لو باشد ( حاشيه ) .