تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 604

مساهمون:

ص٦٠٤
از سمت مشرق دهاد « 1 » وسيعه اين ملك را از ممالك هندوستان و ، از طرف شمال و مغرب جبال منيعه آن را از بلوچستان و افغانستان جدا مىكند . بعد از فوت احمدشاه سيستان و بلوچستان و مكران فقط از اطاعت نامى داشتند . يكى از امراى قبايل سيستان كه جمع لشكرش قريب به پانصد نفر و محصول ملكش نيز به همين نسبت مىشود ، خود را از نسل سلاطين كيان مىداند و لقب كيانى بر خويش مىنهد . محل حكومت او جلال‌آباد ، جاى كوچكى است كه در ميان خرابهاى سيستان قديم واقع است و از جملهء طوايفى كه با اويند طايفهء نوشيروان است كه درهء سهراب مرتع ايشان است . كپتان كريستى كه در سنهء هزار و هشتصد و ده عيسوى به سيستان سفر كرد مىنويسد كه : سهراب نام دره‌اى است خوش‌آب‌وهوا و نزه كه از شمال به جنوب به‌قدر پنجاه ميل طول آن است ، و دوازده ميل عرض آن . و هم او گويد كه : در دهى مقام كرد كه اين نام داشت ، و همين شاهدى قوى است كه قصبهء خانوادهء رستم حقيقت دارد . و گويد كه : خرابه‌هاى سيستان كه خود ديده است به‌قدر محوطهء شهر اصفهان مىشود . بناى خانه‌هاى چنين مىنمايد كه از خشت بوده است و سقفها به‌طور گنبد و ، غالبا دو طبقه مىساخته‌اند . سكنهء جلال‌آباد در اين اوقات به دوهزار مىرسد . بلوچستان و بسيارى از اراضى مكران در اين ايام در تحت حكومت ناصر خان بود كه پدران او قريب دويست سال درين بلاد صاحب اقتدار بوده‌اند . احمدشاه به تدبير او را خراج‌گذار خويش ساخت ، لاكن معاهدتى ما بين رفت كه يكى از شروط معاهده اين بود كه : هر قسم نزاعى كه در حكومت داخليهء افغانستان واقع شود ، سلاطين افغان ناصر خان و جانشينان او را به‌جهت مداخله يا مدد نطلبند . بعد از فوت احمدشاه ، از اطاعت دربار كابل سرباززد . قدر قليلى از بلاد خراسان هنوز در تصرف پادشاهان كابل ماند . از آن جمله شهر هرات بود كه زمان
هامش
( 1 ) - دهاد : بيابانها و صحراها ( ش ) .