مدد كلى يافت و با لشكر وى به كابل رفت ، اما پس از آنكه بنيان رياستش قوام و اركان امارتش استحكام يافت ، انقياد به عناد و اطاعت به مناعت « 1 » بدل كرد . هرجومرج افغانستان نيز درآن اوقات به قدرى بود كه كسى متعرض احوال وى نشد .
يكى از مؤلفين كه سال قبل از رفتن آقا محمد خان به خراسان در آن ولا بوده است گويد : از جانب شمال تا دروازهء مشهد كه از صد ميل زياده است در تصرف اسحاق خان است . و از سمت جنوب « 2 » همين قدر تقريبا به طرف خواف مىرود .
ماليهء مملكتش مبلغى كرامند است . و عدد سپاهش به ششهزار مىرسد ، لاكن غالبا تا كار به تدبير گذرد به شمشير نيندازد . باز بر دستان هرگاه لازم شود كار به مداهنت « 3 » كند . اقران وى از وى در هراسند و بر ترقى وى حسد مىبرند ، ولى هيچ حاكمى چون او محبوب رعاياى خود نبوده است ، و هيچكس بيشاز وى شايستهء اين معنى نيست .
زيرا كه خود را وقف رعيت كرده است .
هم او گويد كه : اسحاق خان جميع امور خود را خود صورت مىدهد و ، در هيچ طرف از اراضى كه در تحت حكومت اوست هرقدر دور باشد ضباط و عمال را ياراى آن نيست كه بر مردم تعدى يا اجحافى كنند . على الاتصال در خيال است ، كسى يكدفعه او را بيكار نديده است . هيچكس را بر اسرار وى وقوف نيست ، اما همه كس را بر عقل وى اعتماد است .
از معتبرترين تجار محوطهء حكومت خود اوست و ازين ممر به قدر نصف ماليه كه از رعيت مىگيرد حاصل مىكند . جميع ماليهء او را به صدهزار تومان تخمين كردهاند : سىهزار تومان از املاك وى كه غالب آن زرخريد است حاصل مىشود .
چهلهزار تومان از رعا مىگيرد . و بيستهزار از منافع تجارت يافت مىشود .
هامش
( 1 ) - مناعت : استبداد و استقلال ( ش ) .
( 2 ) - مصنف در حاشيه مىگويد : به خط مستقيم از سمت جنوب مشرق است ( ح ) .
( 3 ) - مداهنت : ظاهر كردن بخلاف آنچه در دل باشد ، و چربزبانى و خوشامد و نفاق و دروغ گفتن ( ش ) .