اگر ضرورتى اقتضا كرده است ، به لشكر نيز مدد نمودهاند ، مقتدرترين سلاطين ايران نيز به همين اظهار مطاوعت راضى شده به تسخير آن طايفه خود را در معرض مخاطره نياوردهاند .
پدران مير حسين خان به شجاعت و شهامت اشتهار داشتند ، منجمله على مردان خان پدر مير حسين خان است ، كه چون احمدشاه لشكرى گران به تسخير طبس فرستاد ، بدون تأمل با شش هفتهزار مرد به گناهآباد كه سرحد اراضى طبس است تاخته ، و بر افاغنه كه قريب سه مساوى لشكر او بودند مصاف و ايشان را شكستى فاحش داد . و چون احمدشاه لشكرى ديگر ، بيشازپيش فرستاد ، كما فى السابق آن لشكر را هزيمت نمود . اما در مرتبهء ثانى چون شكست بر افاغنه افتاد على مردان خان بدون رعايت حزم « 1 » و احتياط ، هزيمتيان را تعاقب نموده ، ناگاه در كمينگاه افتاد و خود با جميع كسانى كه با وى بودند ، عرضهء هلاك و دمار گشتند . لاكن چون افغانان نمىدانستند كه على مردان خان كشته شده است ، به تاراج اسباب مقتولين پرداختند .
يكى از سپاهيان كه هنوز رمقى داشت ، چون خواستند كه سلاح وى را بگيرند گفت : چرا وقت بيهوده بر سر من ضايع مىكنيد ! برويد بر سر على مردان خان كه كشته درپاى آن ديوار افتاده است . چون اين خبر به سردار افاغنه رسيد ، فراريان را فراهم آورد ، و عساكر بىسردار طبس روى به گريز نهادند .
مير محمد خان پسر بزرگ على مردان خان جاى پدر گرفت . و چون احمدشاه از خراسان بيرون رفت ، عزم تسخير خراسان بلكه تأديب افاغنه از نهادش سر برزد .
مشهد و بسيارى از شهرهاى ديگر خراسان را مسخر نمود . در اين اثنا مناقشهاى در خانواده روى داده او را از انجام مقاصد مانع آمد . و بعد از تنظيم امور خانگى با علىيار خان سبزوارى مصاف داده روزش به آخر رسيد .
هامش
( 1 ) - حزم بالفتح ، استوارى و استوار كردن تنگ اسب ، و هوشيارى و آگاهى در كار ، و فراهم آوردن كار خويش ( شمس اللغه ) .