قناتها و كهريزها و رودخانههاى خشك با شعب « 1 » بىحساب بهنظر مىآيد ، كه دال بر اين است كه وقتى بهجهت محصول زمين و آبادى تا چه پايه رنج بردهاند .
مع الحديث ، عباس قلى خان را هشت پسر بود .
در كتابى كه نگارندهء اوراق از آن نقل مىكند ، مسطور است كه : پسر بزرگ عباس قلى خان محمد حسين خان قابليت امارت نداشت و ، بعد به تفصيل منازعهء ما بين دو برادر ديگر مىپردازد ، ذكرى از پنج پسر ديگر نمىكند .
علىاىحال ، بعد از فوت عباس قلى خان ، على قلى خان پسر ثانى وى بر جاى پدر نشست ، لاكن برادر ديگرش به منازعت برخاست ، و پس از زدوخوردى مختصر ، بر على قلى خان غلبه كرده او را نابينا ساخت . و ساير افعال و اعمال وى نيز از همين قبيل بود .
از مقتدرترين امراى خراسان مير حسين خان طبسى بود ، كه چنانچه سابقا نگارش يافت ، لطفعلى خان را پناه داده اعانت نمود .
وضع پرگنه طبس
پرگنهء طبس در اطراف جنوبى خراسان واقع است .
و از هر سمت آن دشتهاى بىآب و گياه بيابانهاى باير است ، به نوعى كه عادتا رسيدن لشكرى گران به حدود آن متعذر است . مير حسين خان امير اعراب بىشيبان بود . و اين طايفه در زمانى كه ايران جزء حكومت خلفاى بنى عباس محسوب مىشد ، در بلاد رى سكنى داشتند . يكى از سلاطين صفويه آن گروه را به اين صفحات كوچانيد . وضع ملك و جلادت و اتفاق جمله و بىثباتى سلطنت ايران دست بهم داده سبب شد كه امراى اين قبيله هم از قرنهاى عديده در امارت و حكومت خود استوار ماندند . و در ازمنهء مختلفه بر بعضى از ساير بلاد خراسان نيز دست يافتند . غالبا به سلاطين ايران اظهار اطاعت و انقياد مىكردهاند و هروقت كه مملكت را آرام و پادشاهى را قوامى بود خراجگذار بودهاند . و
هامش
( 1 ) - شعب : راه كه از رودخانهها و غيره بهجهت آب بريده باشند ( ح ) .