پادشاهان است با امراى حوالى بنابر مصلحت وقت صلح و جنگ را كار مىبست .
خلق خراسان مردمى سلحشور و جنگجو و مختلف الطباع والانسابند و ، نسب از اعراب و اكراد و اتراك و افاغنه دارند كه به اختلاف ازمنه و اسباب متفرقه در آن ملك راه يافتهاند . لاكن باوجود طول زمان و عموم مخاطره ، هنوز عداوت بالطبع اين طوايف مختلفه با يكديگر كم نشده است . و مصلحت سلاطين ايران نيز اقتضاى آن مىكرد كه ، در ازدياد اين اختلاف بكوشند تا ملك را در تصرف بدارند .
از آنرو كه اتفاق ايشان بهر جهت خطرناك بود ، زيرا كه مردم خراسان قوى جثه و شديد الخلقهاند . و به جهت اينكه هميشه به جنگ و محاربت عادى بودهاند ، در شجاعت و جلادت ضرب المثل افواهاند . چنانچه نادرشاه خراسان را شمشير ايران مىخواند ، و حقيقت همچنين است .
مشهد كه دار الحكومت اين ملك است چندسال دار السلطنه نادرشاه بود .
بعد از آنكه بنيان مملكت نادرى از هم فروريخت ، همين شهر به تصرف اعقاب وى ماند . در ابواب سابقه صورت ترقيم يافت كه احمد شاه افغان به جهت رعايت خانوادهء نادر اين شهر و بلوكات آن را به مدد معاش شاهرخ مقرر كرد . و از ان به بعد ويرانى و پريشانى به حال آن ملك راه يافت . اين صورت بيشتر به سبب عجز و ضعف شاهرخ و نزاع ما بين دو پسر بىقابليت او نصر اللّه ميرزا و نادر ميرزا بود ، كه فقط بر سر ملكى كه حق پدر بود مىجنگيدند و ، هروقت يكى بر ديگرى غالب مىشد .
نيكوتر زينت و بزرگتر تقويت شهر مشهد قبر امام رضا ع است كه همه ساله هزارها زوار به زيارت آن مىروند و ، سلاطين نيز به اشياى نفيسه آن مرقد مطهر را آراسته بودند . لاكن پسران شاهرخ رعايت احترام آن مكان مقدس ننموده ، سرپنجهء ايمانى گشادند و ، به نوبت آن روضهء شريف را از خزاين و زينت آلات و ديگر اسباب قيمتى پرداختند و ، مصروف مشاهرهء عساكر خود ساختند .
منقول است كه نصر اللّه ميرزا ضريح طلا را برداشت و ، نادر ميرزا قبهء طلا كه بر بالاى گنبد نصب كرده بودند و شصت من وزن آن بود ، بهزير آورد .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 586
مساهمون: سر جان ملكم
ص٥٨٦