تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 583

مساهمون:

ص٥٨٣
قبيلهء والى نزاع قايم بود ، و محرك اين نزاع ملوك حوالى بودند . و همچنين امراى مملكت نيز چون هريك صاحب اقتدار بودند ، در بلاد متعلقهء به خود بدون بيم و هراس ، رعايت ظلم و تعدى بر نواب و وكلاى خود مىكردند . كسى بجز به جهت سد رمق كارى نمىكرد . زمين گويا خودبخود مىروئيد . هيئت خوش‌تركيب پسران و ، طلعت دل‌فريب دختران اين ديار ، سبب تحريك و ترغيب مسلمين گشت كه از ايشان بنده و برده بدارند . و چون در وطن به ذلت و صعوبت مىگذراندند ، و در بلاد غربت مكرر به مدارج عاليه ترقى مىكردند : حتى پدران و مادران نيز پروائى از فروختن فرزندان نمىنمودند . در دولت اسلامى غلامان گرجى و چركس را به مناصب مهمهء حكومت ترقى مىدهند ، مأخذ اين عمل تدابير سلطنت بالغلبه است ، زيرا كه سلاطينى كه به تغلب بر ناس استيلا دارند انديشه مىنمايند كه اگر اميرى معتبر را منصبى بزرگ دهند ، مبادا خيال فساد انديشند ، لهذا كسانى را به امور مهمه مشتغل مىدارند كه در عزل و نصب ايشان گمان خطرى نباشد . بالجمله ، امراى گرجستان نواب « 1 » خود را به هديه مىفرستادند و ، ولات آن ديار خود مكرر مجبور مىشدند كه بعضى از پريچهرگان خانهء خود و رعايا را جزء خراج به سلاطين بفرستند . يوسف امين شخصى از ارامنه ، كه مردى دلير و فتنه‌جوى بود ، و در همين اوقات ارامنه و اهالى گرجستان را اغوا كرد ، كه اتفاق كرده گردن از ربقهء طاعت مسلمين بيرون آرند . و به قول وى اعتنائى نشد . گويند كه كريمخان از هراكليوس خواست كه ، عروس خود كه زن پسر بزرگ وى و در آن وقت بيوه بود با وليعهد خود گرگين خان و داماد خود داود خان را با دوازده نفر از پسران امرا و دوازده دختر نيك‌طلعت دوشيزه كه هيچ‌يك را بيش‌از دوازده سال عمر نباشد به وى فرستد ، تا بعضى را از در ضمانت به امانت بدارد و ،
هامش
( 1 ) - نواب بالفتح و التشديد : نائب پادشاه را گويند ( ح ) .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 583 | سر جان ملكم / ميرزا اسماعيل حيرت